وبلاگ تخصصی جغرافیا و برنامه ریزی شهری

JEOGRAFI & URBAN PLANING

...

 

 کاش می دانستی

گریه ی نوزاد،بعد از بدنیا آمدن بخاطر نفس کشیدن نیست.بخاطر آخرین حرف خدا با اوست:

"گاهی تنها میشوی"...

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1391ساعت 15:11  توسط رضا  | 

نقد و بررسی رشد و توسعه شهر نشینی در ایران

شادابی، طراوت، سلامت، زیبایی و دوام عمر هر شهر بی شک بستگی تام به کار مداوم و دقیق هر کدام از اندام های شهری از جمله شهرداری ها و شورای شهر از یک سو و از سوی دیگر تغذیه شهری درست و سلامت فکری، جسمی، روحی و روانی اصلی ترین عضو جامعه یعنی انسان دارد.

در زمان حاضر بیش از هر زمان دیگری در تاریخ مدیریت شهری کشور و سازمان های غیر دولتی (N.G.O) می توانند مؤثر و مفید باشند . شکل گیری شوراها و واگذاری اداره شهرها برای برگزیدگان مردم این فرصت تاریخی را فراهم آورده است تا مردم شهرها با ایجاد تشکل ها وسازمان های مردمی در عرصه ‏های مختلف همراه با شوراها در اداره شهرها باشند. و خود نیز با تبدیل شدن به نهادهای اجتماعی زمینه و بستر شکل گیری واقعی احزاب شوند. در این مسیر می توان گفت : مهمترین بستر و عرصه برای شکل گیری تشکل‏ های مردمی عرصه شهر و شهرداری هاست بر اساس ماده 136 قانون برنامه سوم توسعه کشور، مهمترین امکان برای شکل گیری تشکل های مردمی عرصه شهر و شهرداری هاست.
بر اساس ماده 136 قانون برنامه سوم توسعه کشور مهم ترین امکان برای شکل گیری و توسعه تشکل های مردمی در عرصه های مختلف مدیریت شهری است که این تشکل ها در گروه های اجتماعی مختلف دانش‏آموزی، دانشجوئی، زنان و غیره می توانند سازمان دهی شوند. زمینه فرهنگی این تشکل ها در آداب و سنن مردم ما وجود دارد. همچنین شکل گیری تشکل ها در در ایجاد بهداشت و نظافت شهری بویژه در جلوگیری از کثیف شدن و آلوده شدن شهر به عنوان ضایعات و زائدات و به عبارتی اصلاح و نظارت مدیریت شهری بسیار مؤثر است.

توسعه فیزیکی و رشد جمعیت شهرهای ایران تا چند دهه پیش دارای افزایشی هماهنگ و متعادل بود. با بروز تحولات جدید (از جمله خیابان کشی ها و ...)، شهرها به سرعت دچار دگرگونی گردیده‏اند این دگرگونی ها به شکل افزایش سریع جمعیت و گسترش فیزیکی و شتاب ‏آمیز شهرها و به صورت نامتعادل و ناهماهنگ بوده است. اگر‏ چه شهرها دارای گسترش فیزیکی وسیعی بوده‏اند اما در قالب این گسترش فیزیکی وسیع نیز تعادل برقرار نبوده و سطح زیر ساخت شهری بیشتر تحت تسلط ساختمان های مسکونی بوده است.
در حقیقت بین کاربری های شهری و اختصاص زمین و سرانه های شهری تناسب معقولی برقرار نبوده است. گسترش خدمات رفاهی و کارخانجات در شهرها و اثرات مخرب اصلاحات ارضی بر اقتصاد روستا و صنعت کشاورزی شهرهای کوچک باعث مهاجرت مردم به طرف شهرهای بزرگ شده است. اصلاحات ارضی دارای تأثیر غیر مستقیم اما شدید بر گسترش شهرها بوده است. مهاجرت روستائیان به شهرها نقش مهمی در ایجاد تراکم و ازدحام بیش از حد شهرها داشته است. بسیاری از مهاجرینی که به شهرها آمده اند در خانه ها و محلات مسکونی قدیمی ساکن شدند. این محلات هم که سازگاری آنان در انطباق با محیط جدید کمک کرده و هم اکنون تجمع و ازدحام آنان را در خانه های مسکونی قدیمی مرکز شهر، چه به صورت اجاره ‏ایی و چه به ‏صورت مالکیت اجاره داده اند و همچنین از نظر اقتصادی زندگی با صرفه و سطح پایینی را با هزینه کم مسکن فراهم آورند. از سوی دیگر ساکنین متمکن قبلی مناطق مسکونی قدیمی که در وضع اقتصادی بهتری قرار داشتند، علاقه مند به استفاده از امکانات و تسهیلات شهری و خدمات اجتماعی جدید در مناطق تازه ساخت بودند هرچند که به بسیاری از مهاجرین روستایی حتی به طور بالقوه قادر به تامین مسکن حداقل برای کشور بودند که این امر خود به ایجاد حاشیه نشینی و گسترش ‏های بی رویه شهرها منجر شده است. اضافه شدن مناطق و محله های جدید به محدوده شهرها، ادارات و مسئولین اداره شهرها را با تقاضاهای تازه و روزافزون برای خدمات و تسهیلات شهری مواجه ساخته است.
از طرفی دیگر به دنبال رواج تجارت و مبادلات اقتصادی در شهرها، قیمت زمین به طور سرسام آوری افزایش یافته است. اغلب از مرکز شهرها به طرف نواحی اطراف آن از شدت این افزایش قیمت کاسته می شود بدین ترتیب افرادی که توانایی مالی زمین در مناطق مرکزی یا اراضی داخل محدوده شهری را نداشته اند، به طرف زمین های خارج از محدوده شهری روی آورده اند بدین ترتیب به سرعت به گسترش شهرها دامن زده‏اند. پس از مدتی این گسترش های بی رویه که به صورت همزمان انجام می شد حالت ناپیوسته ای را به خود گرفت و بالاخره با گسترش سریع شهرها، نقاط مذکور زمانی جزو محدوده شهری شده و ایجاد شهرهای گسترده و بزرگ را باعث شده اند.

• جمعیت شهرها به سه صورت افزایش می یابد.
• رشد جمعیت شهری ناشی از اختلاف بین زاد و ولد و مرگ و میر.
• مهاجرت روستائیان به شهرها.
از طریق افزوده شدن جمعیت روستاهای اطراف به شهرها که با رشد شهر انجام می پذیرد مانند دگایران، خانقاه، نایسر در سنندج.

در حالت اول خانواده هایی که مایل به ماندن در مراکز شلوغ و متراکم شهری نیستند و یا خانواده های جوان جدید تشکیل شده در شهر که متقاضی مسکن، خدمات و تسهیلات شهری هستند این فشار را باعث می شوند در حالت بعد مهاجرین وارد شده و به شهرها بعد از انباشتن مناطق قدیمی و مرکزی و نقاط خالی داخل محدوده شهرها شکل گیری شهرک ها و محلات خود رو را باعث می شود و در حالت سوم با گسترش شهر، مناطق روستایی اطراف شهر به پیکره آن اضافه و یا در حقیقت تحمیل می شوند.
باید این نکته را در هنگام کنترل و نظارت بر توسعه فضای شهرها مد نظر داشت که برای شهرنشینی باید حد معینی از تراکم جمعیتی را متصور شد و برای شهرسازی درجه معینی را از تراکم ساختمانی را.
مسئولین شهری اعم از دولتی و غیر دولتی مانند شورای شهر باید کنترل مدیریت و توانایی علمی لازم را بر عوامل مؤثر بر رشد و توسعه شهری داشته باشند، اگر چه تاکنون این کار به طور کامل انجام نشده . مانند روستای نایسر در اطراف سنندج که بدون هیچ نظارت و رعایت اصول شهرسازی می رود که به شهر ک خودروی نایسر در آینده از محلات جدید سنندج مبدل شود.

شهرهای کشور قبل از اینکه دارای گسترش اساسی و اصولی باشند، از افزایش جمعیتی بسیاری برخوردار بوده اند به عبارت دیگری این شهرها فرصتی نیز برای اعمال سیاست های شهرسازی بدست نیاورده اند. بلکه قبل از محاسبه سرانه ها و تخصیص زمین ها و فضاهای لازم و به کاربری های مختلف و آماده سازی زمین به سرعت تبدیل به ساختمان های مسکونی شده و تنها کوچه‏ها و خیابان هایی برای رفت و آمد باقی مانده است.
عدم حاکمیت برنامه های اصولی شهرسازی بر رشد شهرها منجر به عقب ماندگی روند شهرسازی از شهر نشینی شده است. چرا که برنامه ریزی برای شهر تنها ایجاد خانه هایی برای اسکان دادن افراد نیست، بلکه جوابگوی به نیاز های روزمره آنان و برآورده کردن احتیاجات رفاهی، اشتغال، آموزشی، بهداشتی ،تفریحی و غیره هست.

بنابراین با وجود چنین نقصی در سیستم شهر سازی، فضاهای شهری در پاسخگوی صحیح به نیاز های شهرنشینی سریع و شتاب آلود ناتوان مانده اند. تنها جواب به افزایش سرسام آور جمعیت شهری بروز مسائلی چون مشکل مسکن و حاشیه نشینی و یا خانه ‏سازی‏ های فاقد امکانات و تسهیلات، رشد نسنجیده و غیر قابل کنترل شهری، شهرک های خود رو و همچنین بورس بازی زمین و بالا رفتن قیمت اراضی شهری باعث به هم خوردن بسیاری از برنامه های شهر سازی شده است . به عبارت دیگر با بالا رفتن هزینه‏ های انجام طرح ها که ناشی از افزایش سرسام آور قیمت اراضی مورد نظر برای ایجاد کاربری های مختلف است، برنامه ها با شکست روبه رو شده ‏اند.

پیشنهادها
1- در بررسی ها و کنترل های اعمال شده بر رشد و توسعه فضای شهرهای ایران باید موارد مختلفی مد نظر قرار بگیرد. مسئولین و ادارات شهری باید بر کم ‏و کیف توسعه شهرها و افزایش جمعیت آنها نظارت داشته باشند. عواملی که توسعه فضای شهرها را تحت تاثیر قرار می دهند باید شناسایی و کنترل شوند انجام این امر مستلزم نگریستن به مسائل در قالب یک دید سیستمی است :
یعنی بررسی عوامل در قالب یک مجموعه . (به عبارت دیگر نباید تنها در خود شهرها ریشه های مشکلات شهری را جستجو کرد بلکه این تغییر و تحولات از جو سیاسی و اقتصادی واجتماعی حاکم در هر زمان و مکان و (منطقه) تاثیر پذیر هستند .
2- اعمال روش های شهرک سازی و تخصیص زمین های اطراف شهرها برای ایجاد مناطق مسکونی نباید طبق آنچه که در صورت گرفته می شود، باعث نابودی و بلعیدن اراضی کشاورزی اطراف شهرها گردد.
3- زمین های شهری و خارج از آن باید تحت کنترل و نظارت سازمان های شهری (دولتی و غیر دولتی مانند شوراهای شهر) درآمده و از بورس بازی و بالا رفتن قیمت آن جلوگیری شود. هر چند که این امر تاکنون بندرت صورت پذیرفته و حتی خود طرح های شهرسازی به این مسئله دامن زده اند مسئله دیگر اینکه نباید به جای حل مشکلات اصولی مسکن در شهرها، با اختصاص مناطقی به قشر مرفه در شمال اجتماعی و طبقاتی شهرها پرداخته شود و از طرف دیگر تعداد زیادی از افراد را در مساحت های کم و در مکانهای نامناسب جای داد.


+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 20:27  توسط رضا  | 

الهم صل علی محمد و آل محمد

 

میلاد فخر دوعالم محمد مصطفی (ص)و امام جعفر صادق (ع) مبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اسفند 1389ساعت 11:33  توسط رضا  | 

5 دی روز ملی آمادگی در برابر زلزله!!!

اگر امشب زلزله ۷ ریشتری تهران را بلرزاند

آیا شما میدانید چه کنید؟

بیائید آگاهانه از زلزله بترسیم.

صراط" - معاون پژوهشکده زلزله شناسي گفت:در صورت وقوع زلزله در شهر تهران بيش از 5 ميليون نفر جان خود را از دست خواهند داد.
آريا منش با بيان اينکه اطلاعات لرزه نگاري نشان مي دهد که تهران در شرايط بحراني به سر مي برد گفت:‌ موضوع زلزله درتهران يک امر واقعي است نه سياسي.
به گزارش صراط، محمدرضا آريا منش در برنامه "زلزله پايتخت واقعيت يا سياست" در دانشگاه علامه طباطبايي افزود: زلزله در شهر تهران قطعي است و ميزان شدت آن بين 7 تا 8 دهم ريشتر خواهد بود.
وي افزود: زمان بازگشت زلزله در تهران هر 173 سال است. از آخرين زمان بازگشت وقوع زلزله 15 تا 20 سال مي گذرد و ما بايد هر لحظه آماده وقوع آن باشيم.
آريامنش ادامه داد: گسل هاي مناطق شمالي و جنوبي تهران از جمله گسل داراباد، نياوران، نارمک، تجريش، قصرفيروزه در شرايط فعال قرار دارند.
وي در ادامه گفت: در صورتي که مقاومت گسل ها پايان پذيرد زلزله به وقوع مي پيوندند.
معاون پژوهشکده زلزله شناسي تاکيد کرد: ايران از نظر لرزه خيزي در منطقه فعال جهان قرار دارد.
وي افزود: اغلب بيمارستان ها و سازمان هاي دولتي،‌مراکز آموزشي و مدارس تهران نيز در مناطق پرخطر قرا ردارند.
آريا منش با بيان اينکه اطلاعات لرزه نگاري نشان مي دهد که تهران در شرايط بحراني به سر مي برد گفت:‌ موضوع زلزله درتهران يک امر واقعي است نه سياسي.
وي درباره زمان وقوع زلزله افزود: با علم نانو مي توان زمان آن را پيش بيني کرد.
آريامنش گفت:‌ با علم نانو اين کار شدني است و نويدهايي مي رسد که امکاناتي فناوري نانو را در اختيار زلزله شناسان قرار گيرد.

بیائید آگاهانه از زلزله بترسیم.


 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 9:12  توسط رضا  | 

شهرهای جدید ایران - شکست یا موفقیت؟

شهر چیست ؟

ماده 4 قانون تقسيمات کشوری  شهر را  محلي مي داند با حدود قانوني كه در محدوده جغرافيايي بخش واقع شده و از نظر بافت ساختماني، اشتغال و ساير عوامل، داراي‌سيمايي با ويژگيهاي خاص خود بوده به طوري كه اكثريت ساكنان دائمي آن در مشاغل كسب، تجارت، صنعت، كشاورزي، خدمات و فعاليتهاي اداري‌اشتغال داشته و در زمينه خدمات شهري از خودكفايي نسبي برخوردار و كانون مبادلات اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي حوزه جذب و نفوذ‌پيرامون خود بوده و حداقل داراي ده هزار نفر جمعيت باشد.

 جمعيت شناسان شهر را با آستانه هاي جمعيتي و تراکم جمعيتي تعريف ميکنند, طراحان شهري شهر را با سه مولفه اصلي فعاليت ها, تصورات و کالبد مي شناسند و در فرايندي تدريجي در حال تحول است. شهرشناسان شهر را محلي مي دانند که انسان از کشاورزي دست برداشت و به سوي فکر کردن حرکت کرد. تاريخ دانان شهر را با قدمت هاي تاريخي و پيشينه هاي ثبت شده شناسايي مي کنند. برنامه ريزان شهري, شهر را محلي برای ایجاد امنیت, آسايش و رفاه می دانند وبرای دستیابی به آن برنامه ریزی می کنند. مدیران شهری شهر را مجموعه از عناصر به هم پيچيده انساني, ماشيني و طبيعي مي دانند که براي دستيابي به اهداف برنامه ريزي شده يا اهداف جديد تعريف شده, نيازمند مداخله و هدايت است.

اما شهر هر چیز که باشد محلي است که به دلیل وجود آستانه هاي جمعيتي, انواع مختلفي از خدمات و امکانات جريان دارد و در سیر تحول جامعه بشري به مرکزيت سکونت جامعه بشري تبديل شده است.

نظریه های متفاوتی برای شروع شهر وجود دارد که هر کدام به شرایط اقلیمی و جغرافیایی خاصی مربوط است. نظریه های مربوط به دسترسی به آب و اولین محل سکونتی در دسترس که به دلیل گره گاه بودن تبدیل به انباشت منابع شده اند. نظریه هایی که شروع شهرها را به واسطه نیازهای انسانی برای امنیت می دانند. نظریه هایی که شروع شهر و شهرنشینی را در اصول انباشت اقتصادی و نظام سرمایه جستجو می کنند و نظریه هایی که شروع شهر را از وجود آبادی های مختلف و اهمیت حیات در کنار آب پی می گیرند.

به عقیده صاحب نظران شهر پیچیده ترین مصنوعی است که تا به حال به دست بشر ساخته شده است و به واسطه ترکیب پیچیدگی های بسیار, مسائل درونی بسیار مرموزی دارد که به واسطه هر مداخله مشخص نیست چه اتفاق یا پیامد جدیدی را به همراه خواهد داشت.

شهرنشینی الگوهای مختلف اجتماعی را در درون خود بازترجمه نمود و فقر و فقیرنشینی از شکل محلات فقیر به شکل زیر پله نشینی و سرایداری تغییر پیدا کرد. ساختمان های مجلل جای خود را به برج های چند طبقه داد و اصول و نماد های فکری مختلف در گوشه گوشه شهر رونمایی شد. پاره ای از آشنایان به اصول انرژی و متافیزیک شهرها را نقاط حساسی می دانند که با ساخت و سازهای هدفمند و اشکال هندسی انواع خاصی از انرژی را تولید یا جذب می کند که این مسئله اهمیت توجه هر چه بیشتر طراحان و معماران را به اهداف اصلی هندسه ساختمان معطوف می نماید.

افزایش جمعیت و استثمار فضاهای اطراف و تحمیل دور ریز شهری به محیط محدود و فشار بر جاپای بوم شناختی زمینه ساز تحول نگاه سران کشورها به ساخت شهرهای جدید در نقاطی نزدیک و دور شهرها شده است. این تحول با پیامدهای متفاوتی همراه بود. از سویی بالا بودن هزینه های ساخت این شهرها به طور عمده اقشار کم درآمد را از خرید واحد های مسکونی در این شهرها نیز محروم نمود و یکی از اهداف بلند مدت تاسیس این شهرها را بی نتیجه گذاشت.

شهرهاي جديد در ایران

شهرهاي جديد به عنوان يك تجربه در نظام شهرنشيني ايران مطرح هستند. شهرهايي كه در ابتدا با هدف حل مسايل و مشكلات شهري ايران مطرح شدند ولي باگذشت زمان اغلب آن ها دچار شكست شدند. دلايل زيادي در توجيه عدم موفقيت شهرهاي جديد ايران بيان شده است. از مهم ترين عواملي كه بارها در اين زمينه مورد اشاره واقع شده، مكانيابي و نحوه مكانگزيني شهرهاي جديد است. باتوجه به اينكه دو دهه از تجربه ساخت شهرهاي جديد پس از انقلاب اسلامي مي گذرد، ارزيابي و بازبيني فرآيند مكانگزيني و ساخت شهرهاي جديد يكي از الزامات پيشرفت در برنامه ريزي و مديريت شهري ايران محسوب مي شود.

در مجموع ، شهرهاي جديد ايران از لحاظ بسياري از شرايط مكاني، نظير تكتونيك ، خاك ، توپوگرافي، منابع آب و . . . وضعيت مناسبي ندارند و بستر طبيعي و معيارهاي آن جهت مكانگزيني بهينه شهرهاي جديد آنچنان كه بايد مورد توجه جدي واقع نشده است.

 

هنگامی که صحبت از شهر جدید می شود ذهن انسان سریعاً به سمت آرمان شهرها و تجمیع ایده آل ها در این شهرها سوق پیدا می کند، شهرهایی که با باورهای پسندیده و تفکرات بدیع شهر سازی همراهند، شهرهایی که به لحاظ طراحی، ساخت و اجرا الگو هستند و یک شهروند در این شهرها بدون دغدغه خاطر با آرامشی که در نگرش این شهرهاست زندگی می کند، فضاهای امن، امکانات رفاهی، تفریحی مناسب، مراکز محلات پایدار، کانون های قوی اجتماعی و خلاصه شیوه زندگی ایده آل، آیا واقعاً شهرهای جدید این چنین هستند؟

امروزه با مطالعه وضع کنونی شهرهای جدید و نحوه سکونت در آن ها مشخص می شود پروژه طراحی شهرهای جدید از اساس در ایران با شکست مواجه شده است. طبق آمار موجود، شهرهای جدید ایران در مجموع پذیرای جمعیتی کم تر از ۱۰ درصد ظرفیت اسکان خود بوده اند. برای مثال شهر هشتگرد که پیش بینی اسکان ۵۰۰ هزار نفر برای آن صورت گرفته طبق آمار شرکت عمران شهرهای جدید در حدود ۵۰ هزار نفر را در خود جای داده است. طبق اعلام وزارت مسکن  در حال حاضر ظرفیت شهرهای جدید ایران  در حدود ۹۰۰ هزار واحد مسکونی است و با اجرای طرح زمین های اجاره ای ۹۹ ساله ظرفیت شهرهای جدید به دو میلیون واحد مسکونی خواهد رسید.

برنامه های اعلامی  از ساخت ۲۲ شهرجدید در ایران در فاصله ۳۰ کیلومتری شهرهای بزرگ خبر می دهد که برخی از این شهرهای جدید برای سکونت بالغ بر۵۰۰ هزار نفر طراحی خواهند شد.

با نگاهی آرمانی ساخت شهرهای جدید می تواند با افزایش کیفیت و سطح زندگی برای نوشهرنشینان همراه باشد. چرا که برخلاف شهرهای قدیمی ما که توسعه آن ها به دلیل معابر و خانه های قدیمی با اما و اگرهای فراوان و به تدریج امکان پذیر شده، در صورت مهیابودن امکانات از لحاظ تئوریک ساخت آرمان شهرهای جدید قابل وصول است اما آیا در شرایط کنونی این امکانات مهیا خواهد بود؟ آیا شهرهای جدیدی که تاکنون در ایران ساخته شده با هوشمندی و با نگاه به ارتقای سطح کیفی زندگی شهروندان ساخته می شود؟

پاسخ به این سوالات در وضعیت کنونی شهرهای جدیدی که تاکنون ساخته شده نهفته است. می توان گفت در ایران به ویژه در یکصد سال اخیر با رشد شهرنشینی و مهاجرت روستاییان به شهرها، شهرها بیش از پیش بزرگ و جمعیت در این شهرها متراکم تر شد و بسیاری از روستاها و محل های مساعد از نظر جغرافیایی و آب و هوایی که حداقل های زندگی در آن مهیا بود کم کم به شهرهایی کوچک تبدیل شدند و سپس هریک بنا به پتانسیل رشد خود گسترش یافتند، تا جایی که از حدود ۵۰ سال پیش دولت به دنبال برنامه ریزی برای اسکان سرریز جمعیت شهرهای بزرگ در شهرهای جدید افتاد.

ایده ای که با تاسیس شهرهای جدید همچون پردیس، هشتگرد، اشتهارد، اندیشه و پرند در استان تهران، فولادشهر، مجلسی و بهارستان در اصفهان، مهاجران در اراک، صدرا در شیراز، سهند در تبریز، گلبهار و بینالود در مشهد، رامین در اهواز، علوی در بندرعباس، تیس در چابهار، لتیان در کرج، رامشاد در زاهدان و عالی شهر در بوشهر به دنبال تحقق آن بود اما امروزه با مطالعه وضع کنونی این شهرها و نحوه سکونت در آن ها مشخص می شود پروژه طراحی شهرهای جدید از اساس در ایران با شکست مواجه شده است، به طوری که ۱۴ شهر از ۱۸ شهر ذکر شده در بالا دارای سکنه بوده و چهار تای آن ها کاملا خالی از جمعیت هستند. طبق آمار موجود، شهرهای جدید ایران در مجموع پذیرای جمعیتی کم تر از ۱۰درصد ظرفیت اسکان خود بوده اند این در حالی است که طبق آمار، شهر پرند تاکنون تنها توانسته است جمعیتی بالغ بر شش هزار نفر را در خود جذب کند، شهر هشتگرد که پیش بینی اسکان ۵۰۰ هزار نفر برای آن صورت گرفته طبق آمار شرکت عمران شهرهای جدید در حدود ۵۰ هزار نفر را در خود جای داده است.از طرفی در میان همین اندک ساکنین شهرهای جدید نیز مشکلات عدیده ای مشاهده می شود چنان که شهرهایی نظیر شیخ بهایی و بهارستان در نزدیکی اصفهان همان تعداد اندک ساکنین آن نیز دانشجویان دانشگاه های تاسیس شده در این شهرها هستند، ساکنینی که می دانند چند سالی را در این شهرها مهمانند و سپس به شهر خود باز می گردند، هیچ علاقه و دل بستگی به آن پیدا نمی کنند، در نتیجه این شهرها همچون کاروان سراهایی چند ساله شده اند. از طرف دیگر فولاد شهر، مهاجران، رامین، سهند و شهرهای جدید نزدیک تهران نیز به شهرهای خوابگاهی در اطراف شهرهای مادر تبدیل شده اند که روح شهرنشینی در آن ها حاکم نیست، ساکنین این شهرها بیش تر خانواده های کارگرانی هستند که در واحدهای صنعتی خارج از شهر مادر مشغول به کارند و معمولا صبح ها قبل از طلوع آفتاب از خانه بیرون زده و شب در تاریکی خسته و رنجور به خانه باز می گردند.

شهر لندن را با ۲۲ شهر جدید اقماری می توان یکی از بهترین الگوی ساخت شهرهای جدید نامید، اما باید به این نکته توجه داشت در اروپا به جهت شرایط جغرافیایی خوب و بارش فراوان می توان در تمام نقاط آن حداقل های زندگی را فراهم کرد و به نظر می رسد ایده تاسیس شهرهای جدید با وجود چنین امکانات بسیار برای نواحی با آب و هوای اروپا مناسب باشد

 اما در آسیا به جهت فقر اکولوژیکی و آن هم در ایران که مساحت بسیاری از آن را مناطق بیابانی خشک یا کوهستانی سرد فراگرفته، بی شک هرجایی که امکانات اولیه زندگی فراهم بوده حتما سکونت گاهی شکل گرفته است، در نتیجه پیدا کردن محل هایی مناسب برای تاسیس شهر های جدید که دارای امکانات کافی برای زندگی باشند، بسیار دور از ذهن به نظر می رسد و چنانکه از وضعیت این شهر های جدید کنونی مشخص است یکی از دلایل عدم استقبال مردم از این شهر ها مساله کمبود امکانات اولیه مناسب در آن ها است. به طوری که امروزه با گذشت چندین سال از ساخت بعضی از این شهرها اندک ساکنین آن ها با مشکل نبود آب مناسب شرب روبه رو هستند.

اما به جز بحث حداقل امکانات حیاتی زندگی معضل دیگری که در میان شهرهای جدید ایران وجود دارد، نبود هویت فرهنگی در میان ساکنین این نو شهرهاست. از نگاه کارشناسان وقتی شهر به معنای واقعی اش مفهوم می یابد که تعاملات منطقی بین شهروندان صورت بگیرد تا در سایه اجماع توان شهرنشینان، مشکلات هر روز کم تر و فواید و مزایای در کنار هم بودن بیش تر شود. اما در واقع این امر در شهرهای جدید ایران محقق نشده است. حتی در برخی شهرها موجب نوعی سردرگمی در میان ساکنین این شهرها شده است. ساکنینی که خود را نه اهل شهر مادر می دانند نه هویت سکونت گاه قبلی خود را حفظ کرده اند. همچنین تا هنگامی که این شهرهای جدید نقش خوابگاه های کارخانجات صنعتی اطراف مادر شهرها را بازی کنند و تا وقتی از جهت اشتغال و خدمات به خودکفایی نرسند زندگی در این شهرها دارای روح شهرنشینی و تعاون اجتماعی نخواهد شد نتیجه آن می شود که امروزه در ایران شاهد آن هستیم که بعد از سال ها تاسیس شهرهای جدید دولت (وزارت مسکن) باید طرح اسکان در این شهرها را مجددا پیگیری کند و با تسهیلات مختلف مردم را به زندگی در این شهرها فراخواند، زندگی که آینده مشخصی ندارد. سیاست توسعه شهرها در شرایطی که تقاضای بالایی برای سکونت در شهرهای بزرگ ما وجود دارد باید به روشی منطقی بنا نهاده شود، در غیر این صورت جمعیتی که با هزاران برنامه و سازماندهی وارد این شهرها می شوند آن ها را فقط به چشم پلی برای ورود به مادر شهرها می بینند  و این موضوع غباری از موفقیت اهداف  ساخت شهر های جدید خواهد بود.

در این مطالعه  سعی نمی شود موفقیت برخی شهر های جدید مانند شهر اندیشه را در جذب جمعیت  نادیده گرفت ولی با نگرشی عمیق تر خواهیم دید که شهر اندیشه به دلیل سیاست گذاری خاص شهر های جدید محل جذب جمعیت نشده بلکه این شهر توسط مراکز جمعیتی  مجاور و مادر شهر های اطراف خود بلعیده شده است !!!

آری شهر اندیشه و فاز های متعدد مسکونی آن دارای نواقص و معایب متعددیست که به مدد  همجواری نزدیک به شهر های کلان مجاور  خود زنده مانده و نفس میکشد.

با تقدیم احترام

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 13:28  توسط رضا  | 

محرم آمد

سلام بر ستاره‎های سوخته بر اندام دشت!

سلام بر بدن‎های چاک چاک!

سلام بر خورشیدهای بر نیزه!

سلام بر مظلومیت بر خاک مانده.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آذر 1389ساعت 8:40  توسط رضا  | 

میلاد با سعادت

علی ابن موسی الرضا(ع)

مبارک باد

تقدیم به آستان مبارکش:

ای حرمت مرجع درماندگان

دور مران از در و راهم بده

لایق وصل تو که من نیستم

اذن به یک لحظه نگاهم بده

آمده ام ای شاه پناهم بده

آمده ام ای شاه پناهم بده ...

(دلم هوای زیارت حرمش رو کرده - امیدوارم قسمت همه بشه)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389ساعت 8:20  توسط رضا  | 

بازهم ایران لرزید

اینبار  دامغان با ۵.۹ ریشتر...

اولین اخبار ۵ کشته و ۴۰ زخمی را تائید کرد .

شاید زلزله بعدی در تهران باشد !

آیا مدیریت شهری تهران آماده است ؟

آیا مدیریت بحرانی وجود خواهد داشت که اصلا بتواند کاری بکند ؟

آیا استانهای معین تهران آمادگی لازم را دارند ؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 9:55  توسط رضا  | 

زنگ خطر

آیا مدیریت بحران در امتداد مدیریت واحد شهری نیست ؟

دو زلزله ۵.۷ و ۵.۸ ریشتری به فاصله کمتر از بیست ساعت در دو شهر بجنورد  و کرمان  زنگ خطر دیگریست برای ایجاد مدیریت واحد شهری  در کلان شهر تهران.

گسلهای تهران در بلندی های  شمیران - دزاشیب- امانیه - الهیه - قیطریه - طرشت- یا گودیهای اوین و نیاوران و ری و ورامین و در شمال غرب تهران  مطمئنا فرصتی را برای جبران صدمات احتمالی ناشی از زلزله به ما نمی دهند .

آیا میدانید کارشناسان احتمال وقوع زلزله  بیش از ۷ ریشتر در تهران را تا ۷۰٪ قطعی میدانند؟

و این یعنی یک و نیم میلیون کشته در دم و بیش از چهار میلیون زخمی  و خرابی بیش از ۷۰٪ ساختمانها در ۲۴ ساعت اولیه.

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 10:49  توسط رضا  | 

نیمه شعبان مبارک

 

 میلاد منجی موعود مبارک

+ نوشته شده در  جمعه یکم مرداد 1389ساعت 9:42  توسط رضا  | 

مدیریت واحد شهری

قصد من در این مطلب نادیده گرفتن خدمات ارائه شده در شهر تهران نیست و لی گلایه ای دارم  که هرچه فکر میکنم پاسخ قانع کننده ای برای آن نمی یابم .

گلایه ساده اما بزرگ و موثر :

در شهر های دنیا و در تمام مجامع شهری - عنوان مدیریت واحد و یکپارچه شهری یک اصل است .

اصلی که در هر بار اجرا منافعش بیش از مضراتش است .

متاسفانه تهران علی رغم ظاهر مدرن فاقد مدیریت متمرکز شهری بوده و این موضوع کنترل تاسیسات شهری را با مشکلات عدیده روبرو میکند

من به چند مورد خاص بصورت خلاصه اشاره میکنم :

موضوع حمل و نقل شهری و ترافیک از مسائل جاری کلان شهر های دنیاست .

در تمام کشور های توسعه یافته ظرف مدت کوتاهی این معضل حل یا مشکلات ناشی از آن به حداقل رسیده است .

اما این موضوع با دید گلایه ذکر شده فقط به این دلیل که مدیریت واحد در سازمانهای مرتبط با موضوع  ترافیک در شهر تهران وجود ندارد  تا حالا حل نشده و پس از آن نیز حل نشده است .

جائی خواندهام که ترافیک تهران با ۵۰ سازمان گوناگون مرتبط است  که هرکدام یک مدیر مستقل داشته و هیچ کس مسئولیت کار را به عهده نمیگیرد!!!

یا جالبتر اینکه:

تهران روی کمربند زلزله زمین قرار گرفته و چند گسل فعال آنرا تهدید میکنند .

بله تهران به زعم اکثر خبرگان و کارشناسان آبستن زلزله است و موضوع نوسازی و بهسازی بافت های فرسوده بخصوص در اکثر مناطق مرکزی و جنوب شهر تهران از اهم مسائل است.

از دید دیگری میتوان گفت مدیریت واحد شهری تمرینی برای مدیریت بحران در شهر است . چرا که در بحران های شهری همچون زلزله چگونه یک مدیر بدون تجربه نظارت و فرماندهی سازمانهای مختلف در شرایط عادی میتواند از عهده مدیریت کلان بحران در شرایط ناپایدار برآید .

در اغلب کلان شهر های دنیا از رادیو و تلویزیون گرفته تا پلیس و آموزش و پرورش و آتش نشانی و مخابرات و ادارات گاز و آب و برق و اصناف و ... تحت مدیریت واحد کار میکنند.

این روش پاسخ خود را پس داده است .واقعا برایم جای این سوال باقیست که چرا باید آزموده منتهی به اشتباه را دوباره بیازمائیم و راه درست تجربه شده را کنار بگذاریم .

درست است که اولین اصول برنامه ریزی شهری از  کوروش و ایران آغاز شده  ولی باید بپذیریم که اداره کلانشهری چون تهران کاری بس دشوار و مهم است و استفاده از تجربه دیگران  میتواند راهگشا باشد.

ادامه دارد...

(در این خصوص منتظر نظرات شما خواننده محترم هستم - با تشکر)

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم تیر 1389ساعت 10:21  توسط رضا  | 

طراحي شهري چيست؟

 

طراحي شهري چيست؟

طراحي شهري فرآيندي است كه به شكل‌دهي فيزيكي بافت‌هاي مختلف شهري و روستايي منجر مي‌شود. طراحي شهري با رويكرد ساختارگرايي به ايجاد اماكن متعدد مي‌پردازد. اين فرآيند طراحي ساختمان‌ها، فضاها و چشم‌اندازها را در برمي‌گيرد و نهايتا جرياني را به راه مي‌اندازد كه به عمران و آبادي شهري كمك مي‌كند

 تعریف طراحی شهری :

طراحی بخشی از هنر سازمان دادن فضای کالبدی است که با رشته های مختلف علمی و هنری مانند برنامه ریزی شهری ,معماری و منظر سازی ,مهندسی فنی ,مهندسی ترافیک و حمل و نقل روانشناسی ,جامعه شناسی واقتصاد سر و کار دارد و در عین حال با سیاست و فرهنگ نیز ارتباط پیدا می کند.پس می بینیم که دامنه ی فعالیتش بسیار گسترده است.

اگر گفته ی مانوئل کستل را بپذیریم که برنامه ریزی عین سیاست است شاید بهتر بتوان حوزه ی فعالیت شهری را مشخص کرد .به نظر جف لوید طراحی طراحی شهری حلقه ی پیوند دهنده ی معماری , معماری منظر, مهندسی به صورت گسترده و برنامه ریزی وبلاخص برنامه ریزی شهری است.این نظریه ای که امروز هم از اعتبار خود برخوردار است.

در تعاریف بالا ما به دنبال جوهر و مفهوم طراحی شهری هستیم چیزی که در شرایط جامعه ی ما نیز مفید واقع می شود . طراحی شهری فعالیت جدیدی نیست . بحثهای فراوانی از قدیم وجود داشته مبنی بر اینکه با شکل گرفتن فضای خصوصی زندگی بشر فضای عمومی نیز شکل گرفته , زیرا انسانها می خواسته اند با هم رابطه داشته باشند و به محض آنکه انسان پا ازفضای خصوصی بیرون می گذارد و در فضای عمومی قرار می گیرد حضور طراحی شهری در تاریخ کالبدی او آغاز می شود.

گستردگی فعالیت طراحی شهری نشان می دهد که این فعالیت مانند یک طرح معماری یا طراحی یک پارک نیست که با طرح مشخصی شروع شود یا پایان پذیرد. یک کار معماری معمولا در جایی شروع می شود و خاتمه می یابد , ملی یک میدان به عنوان عنصری از سازمان فضایی شهر در طول تاریخ تکون می یابد , دگرگون میشود ,تغییر می کند و یا مدام عوض می شود . چنین فضایی می توانداز عهد باستان شروع شود , وسطی را پشت سر گذارد , رنسانس را ببیند و امروز هم بتواند در آن فعالیت و زندگی کند.

دشواری پیش بینی آینده ایجاب می کند که طراحی شهری انعطاف پذیر باشد , بتواند خود را با حرکات ونوسانات و تصمیم گیری ها تطبیق دهد ,اصلاح شود و به قولی مدارا کند.

 حرفه‌اي نو

طراحي شهري يكي از جديد‌ترين حرفه‌هاست كه بيش از 25 سال از عمر آن نمي‌گذرد. بيشتر آن چه كه طراحان شهري ارايه مي‌كنند، (طراحي بافت‌هاي مسكوني) دستاورد حوزه‌هاي شغلي ديگر است. در واقع طراحي شهري يك رويكرد چندگانه نسبت به ساير مشاغل دارد.

 رسالت عمومي

همزمان با شكل‌گيري صنف طراحان شهري، معماران، شهرسازان، طراحان فضاي سبز، مهندسان راه، هنرمندان و طيف وسيعي از مشاغل وفاداري خود را به اين حوزه «طراحي شهري» اعلام كردند.در واقع رسالت اين حوزه‌ها تغيير روند شكل‌دهي فضاهاي پيراموني بود. از جمله مباحث چالش برانگيز ميان اين حوزه‌ها عبارت‌ بودند از:

الف) معماران بايد سواي از طراحي ساختمان‌ها، با موقعيت مكاني بناها هم در ارتباط باشند.

ب) شهرسازان هم بايد با شكل فيزيكي توسعه و گسترش شهرها ارتباط داشته باشند.

ج) طراحان فضاي سبز هم بايد در ابتداي فرآيند طراحي شهري به بررسي و فهم درست از مناطق مورد نظر دست يابند.

د) مهندسان راه هم بايد به جاي تمركز روي مباحث ترافيكي، از مهارت‌هاي خود در ايجاد فضاهاي دلپذير (چه براي سكونت و چه براي مشاهده صرف) استفاده كنند.

 چه اقداماتي در دستور كار طراحان شهري قرار دارد؟

1 _ وسعت ديد دادن به فضاي شهري _ استفاده از ابتكارهايي چند در توليد و بازتوليد محيط‌هاي پيراموني

2 _ طراحي فضاهاي ساخته شده _ از كل شهرها و حومه‌هاي آنها گرفته تا خيابان‌ها و ميدان‌ها ارايه نظرات خود بر چگونگي عمران و احياي شهرها

3 _ تحقيق و تفحص پيرامون مناطق مورد نظر و ساكنان آنها در نظر گرفتن بافت فيزيكي، سياسي، اقتصادي و روان‌شناسي حاكم بر آن مناطق

4 _ تحت تاثير قرار دادن مردم با ابتكارات خود، كمك به آنها در اتخاذ تصميم‌هايي مناسب و ‌آموزش آنها جهت ايجاد مكان‌هاي مطلوب

5 _ توسعه سياستگذاري‌هاي نوين پيرامون ساخت و سازهاي شهري

6 _ مشاور گروهي _ كمك به مردم براي برعهده گرفتن نقش‌هايي پيرامون سازندگي و طراحي حومه‌ها

7 _ ارايه تصاوير گرافيكي _ از طراحي‌هاي كلي و تكنيكي گرفته تا استفاده از آخرين دستاوردها در طراحي‌هاي كامپيوتري

 هدف از طراحی شهری چیست؟

طراحی شهری بخش بسیار مهم و حساسی از هویت شهروندان یک شهر به شمار می رود.بدین معنا که چگونه می اندیشند ،چه امکاناتی در دسترس داشتند و چه متخصصانی نبوغ خود را ارائه دادند تا شهری که در آن زندگی می کنیم ساخته شده است. زمانی که این عوامل را کنار یکدیگر قرار می دهیم تا ترکیبی از یک شهر را ارائه نماییم ،سیمای شهر گویای فرهنگ و نگرش آن جامعه می باشد.معیار فرهنگی ،سلیقه ی شخصی ،تفکر و امکانات نهادهای اجتماعی در یک کشور تعیین کننده ی نمای ظاهری شهری و بالطبع طراحی شهری است.

طراحی شهری از یک سو باید حداقل خدمات و امکانات شهری را به طور یکسان در اختیار کلیه شهروندان قرار دهد و از سوی دیگر تنوع و امکان انتخاب جایگرین متفاوت را برای گروه های مختاپلف جامعه فذهم سازد.

هدف اول مستلزم یکنواختی استانداردها و جامعیت آن می باشد،ولی هدف دوم تنوع استانداردها و به کار گیری تدابیر و راهبردهای متخصصان و افراد ذی صلاح در شهرسازی را ایجاب می نماید.

طراحی شهری در چارچوب کلی فرایند برنامه ریزی و تصمیم گیری جامعه ،نیاز به تشکلات رسمی دارد تا از این طریق ،قشر ها و گروه های فرهنگی جامعه ،نتواند به ارزشها و آرمانهای خود جامه ی عمل بپوشانند و پیشنهاد های طراحی را که نهایتا به صورت سرمایه گذاری شهری ،مرمت ،نوسازی ،بازسازی و ساخت و حفظ بناها در می آید ،بهتر ارائه دهند.

اگر از هر قشر خواسته شود تا نظر خود را در مورد شکل شهر و نقش هشر بیان کند در طراحی شهری ،تنوع ، هماهنگی و زیبایی سیمای شهر و الگوی فعالیت ها به بهترین نحو فراهم می آید وزیرا در این حالت طراحی شهری رفتارهای جمعی خواسته های فرهنگی و هویت گروهی را منعکس می سازد.فرضیه اصلی در این جا این است که طراحی خیال پردازانه با استفاده مشترک از فضا و سهیم شدن در امکانات و دسترسی متعدد به عملکردهای شهری و تنوع در شیوه های زندگی می تواند برخی از تضاد های بارز بین گروه ها را از بین ببرد.

طراحی شهری فعالیتی پر هزینه تر از برنامه ریزی شهری می باشد و مستلزم به کار گیری منابع کمیاب و متخصصان حرفه ای ماهر است .این نکته حائز اهمیت است که فعالیت های طراحی شهری در جهاتی سوق داده شود که عملکردها و عوامل شکل دهنده ی شهری بیشترین تاثیر را روی رفتار کلی افراد و بافت و فرم شهر داشته باشد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم تیر 1389ساعت 12:26  توسط رضا  | 

میلاد باب الحوائج (ع) مبارک

 

حضرت جوادالأئمّه (عليه السلام) به خطّ خود نوشت: جان و دارايى ما از بخششهاى گواراى خداست و عاريه و سپرده اوست، هر آنچه را كه به ما ببخشد، مايه خوشى و شادى است و هر آنچه را بگيرد، اجر و ثوابش باقى است. پس هر كه جزعش بر صبرش غالب شود اجرش ضايع شده و از اين [صفت] به خدا پناه ميبریم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم تیر 1389ساعت 7:49  توسط رضا  | 

نمو دار هیستوگرام در محیط spss(پاسخنامه دکتر پازکی)

 

پاسخها فرضی بوده و صرفا به منظور تهیه نمودار استفاده شده است .

http://www.lon.ir/up/uploads/1276574765.rar

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 9:14  توسط رضا  | 

فراخوان مقاله

این کامنتو چند روز پیش یه نفر که نمیشناسمش برام گذاشت .

چون احتمال دادم بعضی دوستان هم بدشون نیاد که تو این فصل نامه مطلبی داشته باشن ترجیح دادم بعنوان یه مطلب  تو وبلاگم بزارمش.

به امید اجرائی شدن تمام مقالات برنامه ریزی شهری در سطح شهر های کهن ایران کهن تر.

------------------------------------------------

فراخوان مقاله
دانشگاه آزاد اسلامي واحد بروجرد-گروه جغرافيا و برنامه ريزي شهري

فصل نامه جغرافيايي «چشم انداز زاگرس»


استاد و محقق ارجمند و گرامي:
با سلام و احترام

فصلنامه جغرافيايي «چشم انداز زاگرس»در زمينه ها و موضوعات جغرافيا و برنامه ريزي شهري منطقه اي مقاله هاي علمي و پژوهشي را با رعايت ضوابط و اصول جاري نشريه به زبان فارسي چاپ و منتشر مي نمايد.

محورهاي مورد پذيرش:
مطالعات شهري و منطقه اي،توان هاي محيطي و برنامه ريزي شهري،آب وهوا و شهر،ميكروكليماتولوژي،كاربري اراضي شهري،هيدرولوژي شهري ،ژئومورفولوژي شهري،آمايش منطقه اي و شهر و برنامه ريزي شهري،برنامه ريزي مسكن،توسعه فيزيكي شهرها و شهرهاي جديد،بافت هاي شهري،مكان يابي شهرهاي جديد و شهرك ها،محله هاي حاشيه نشين،عدالت اجتماعي و شهر و خدمات شهري ،حمل و نقل شهري،فضاي سبز شهري و پارك ها،محيط زيست شهري و محله ها،گذران اوقات فراغت و گردشگري و شهروندان،اكولوژي اجتماعي شهر و محله هاي شهري،حقوق و قوانين شهري،طرح هاي توسعه نواحي شهري،شهرها و آينده شهري و ساير موضوعات مرتبط در حوزه ي علوم جغرافيايي و مباحث وابسته به آن

علاقمندان مي توانند مقالات خود را به آدرس زير ارسال نمايند:
بروجرد-ميدان نواب-خيابان يادگار امام-مجتمع دانشگاهي امام خميني (ره) دانشگاه آزاد اسلامي-معاونت پژوهشي-دفتر فصلنامه جغرافيايي چشم انداز زاگرس-صندوق پستي 518
كد پستي 6915136111
و يا به آدرس الكترونيكي : guplan@gmail.com ارسال نماييد.
دكتر عليرضا شيخ الاسلامي
مدير مسئول فصل نامه جغرافيايي

  پست الکترونیک

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 9:38  توسط رضا  | 

بررسی نقش آب در معماری کهن ایران

بررسی نقش آب در معماری

شهری کهن ایران

بانضمام نقد شهر شوشتر

شهری بر پایه آب

   آب يكي از عناصر طبيعي به شمار مي رود كه ماهيتي تغيير ناپذير دارد. هرجاكه ظاهر مي شود، كاربرد آن بايد منعكس كننده برداشت طراحان و سازندگان از طبيعت باشد.

 دسترسي به منابع آب از ديرباز به عنوان يكي از مهم ترين عوامل موثر در مكان يابي شهري در ایران و سایر تمدن ها  مورد توجه بوده است. بررسي كلي جغرافيايي شهرهاي ايران به خوبي وابستگي ميان زندگي شهري و دسترسي به منابع آب را نشان مي دهد.

 فلات ايران به دليل تنوع اقليمي و چشم انداز محيط طبيعي درهمه جا از منابع آب سطحي مطمئن برخوردار نيست، زيرا همان طور كه آب هاي سطحي زمين، چون دريا و رودخانه و درياچه در معماري و به وجود آمدن آن نقش دارد، دربسياري از مناطق كه از اين منابع سطحي به دورهستند، نياز مردم از راه منابع زيرزميني، چون قنات و چاه ها حاصل مي شود.

 ساحل رودخانه ها بستر پيدايش و رشد بيشتر فرهنگ هاي كهن جهان است. در ايران نيز هرجا رودخانه اي جاري بوده، به سرعت و شتاب فرهنگي افزوده است وخود نيز در درون فرهنگ جا باز كرده است. و بايد گفت آب در گذشته هاي بسيار دور باعث به وجود آمدن مراكز حياتي و روش اقتصادي وشهرنشيني بوده است.

پيش از ظهور اسلام، در ايران، معماري در كنار آب و دردامن طبيعت بدون آنكه آن را مخدوش سازد، حضور خودرا اعلام مي كند ونقش آب بيشتر نقش تجردي است. نيايش گاه ها و معابد وآتشكده ها دركنار آب و درنهايت احترام به وجود آب شكل گرفت. گويي آب گذرگاه انسان براي ورود به دنياي ديگر بود. آب نقش معنوي خود را در معماري ايران نشان داد، به گونه اي كه گردش آب نمايش تجردي آب درطبيعت است وتمام جوهر وخواص آب به صورت مجرد كه ظاهرا جنبه نمايشي پيداكرده و در نيايش آب منظور بوده است.

رودخانه ها وچشمه ها و درياچه ها داراي جايگاه آييني و اعتقادي بودند. اين جايگاه به خودي خود شكل نمي گرفت. ساخت و وجود بناي مكان ها بود كه باورها و افسانه ها و آداب و رسومات را متجلي مي ساخت. آب هايي كه از دهانه سراب هاي بزرگ از دل كوه و درون غار و ازميان سنگ وخاك بيرون مي زند و روي زمين جاري مي شوند، چشمه هاي كوچك و بزرگي هستند كه ازميان سنگ وصخره مي جوشند و درساخت بناهايي كه در اطراف آنها ساخته مي شود نقش مهمي دارند. و در اينجا مي بينيم كه دو عامل آب وصخره در امر احداث بناهاي بوجود آمده نيز دخالت دارند.

 پس همانطور كه آب در ساخت باغ نقش دارد، باغ نيز در به وجود آمدن شهر نقش خود را ايفا مي كند. تحولات مربوط به شهرها و رابطه ساختار ميان باغ وشهر آن چنان است كه مي توان از سويي باغ را شهر و شهر را باغ ناميد و از سوي ديگر باغ را به مثابه كارگاه طرح اندازي شهر تلقي كرد كه نمونه اين مطلب را مي توان درگفتار <كلاريخد>، سياح دوره تيموري بيان كرد كه رابطه ساختاري ميان باغ شهر در آن شهر موقت كه درازاي سراپرده ها وخرگاه ها وخيمه هارا به روشني بازسازي كرده است.

نمونه ديگر اين باغ شهر را در اصفهان مي توان ديد و چهارباغ و كو چه هايي كه در جهات مختلف آن امتداد داشت و اين يكي از اصول طراحی شهري بود.

در ايران کهن، معماري به سوي آب حركت مي كند و دركنار آن آرام مي گيرد. ولي در دوره اسلامي آب در معماري حالت كاربردي پيدا مي كند و معماران آگاهانه سعي مي كنند تا به طبيعت تسلط يافته و آن را به نظم بكشانند و باشناخت قوانين فيزيكي و رفتار آب و درك نقش و تمثيل و ارتباط آن با انسان آب را به درون معماري بكشانند. آب در شكل هاي هندسي در اكثر بناها متجلي مي شود و به نوعي مركزيت وحدت معماري در آب شكل مي گيرد. حركت پرموج آن در مفاهيم مذهبي و ادبي هنري در فرهنگ ما جاري مي شود. به اين ترتيب آن چنان در ساخت و تركيب بناهاي ما وارد مي شود كه عملا نمي توان آن را ازشكل ساخته شده جدا دانست. آب در مركز كوشك ها وباغها و غيره ظاهر مي شود. در مناطق كويري، آب كمياب و زندگي بخش سبب شكل گيري معماري آب انبار ها و پاياب ها و رباط ها و يخچال ها مي شود. و به گونه اي ديگر خودرا نشان مي دهد.

آب در باغ و كوشك، نهر ها و آب نماها و جويبار و حوض و استخر و فواره ها را به وجود مي آورد و هركلام از اينها نمايانگر تسلط انسان به طبيعت است. تا تمام اينها را دركنار خود به نمايش بگذارد. آب در معماري حوض ها به عنوان سمبل آب راكد استفاده مي شود و به اشكال هندسي منظم، عامل تكميل كننده بنا مي شود.

حوض هاي جلو بناها مكمل معماري شده و مانند آيينه آنها را در خود منعكس مي كند. حوض هايي كه در معماري مساجد شاهد هستيم نيز غير از نقش تطهير، جنبه نمادين پيدا كرده و آب هم نماد زندگي و هم نماد مرگ را به وجود آورده است. و انسان را هم از نظر جسمي پاك مي كند و هم از نظر روحي و به طور كلي اينجاست كه درك مفهوم آب در معماري همان درك معماري آب است.

در ايران باستان آب پيام‌آور روشنايي و پاكي به شمار مي‌رفت و از ارزش زيادي برخوردار بود. شايد به علت اينكه ايران كشوري كم‌آب بوده، اين مايع حياتي بين ايشان قدر و منزلتي والا داشته است. آب در نزد ايرانيان نه تنها براي رفع نيازها مورداستفاده قرار مي‌گرفته، بلكه از لحاظ معنوي و روحي نيز تاثير بسياري داشته است. آب با قابليت‌هاي مختلف خود مانند حيات، تازگي، درخشندگي، پاكيزگي، رونق و رواج روشنايي، سكون و آرامش و تحرك، احساس‌هاي متفاوت در روح و روان انسان گذارده است. به همين دليل همواره در مكان‌هايي كه ساخته دست بشر هستند، به صورت‌هاي مختلف براي خود جا باز كرده است.
اين مساله در رابطه با مكان‌هايي مانند پارك يا باغ بيشترچشمگير است. زيرا عنصر آب به عنوان يكي از زيباترين زمينه‌هاي ديد و يكي از مواردتكميلي فضاي سبز مورد استفاده قرار مي‌گيرد. البته در اين مكان‌ها وجود آب براي پاكيزگي محل و آبياري درختان و گل‌ها يا استفاده براي سرويس‌هاي بهداشتي، ضروري وپراهميت است.
در سده‌هاي گذشته ايرانيان باغ‌ها را بيشتر در زمين‌هايشيب‌دار احداث مي‌كردند و با ايجاد پلكان در مسير آب، جريان ملايم آب، تند و پر سرو صدا مي‌شد.اصلي‌ترين عاملي كه همواره به باغ‌هاي ايراني حيات مي‌بخشيد،آب جاري بود كه در چهارباغ‌ها،‌ جويبارها و جوي‌هاي كم‌شيب و مارپيچي به حركت درمي‌آمد و هواي باغ را مطبوع و دلپذير مي‌ساخت.

در باغ‌هاي تزييني كه به حوض‌هامي‌پيوست، جدول ها معمولا با سنگ و آجر ساخته مي‌شد. در كف آب‌نماها و بيشتر جاهاييكه آب در جريان بود، اغلب تخته سنگي با تراش سفيدرنگ يا با طرح‌هاي مختلف كارمي‌گذاشتند كه به موج آب، جلوه زيبايي دهد.

باغ‌هاي قديمي ايران اغلب درمناطق گرم و خشك و كم‌آب ساخته شده‌اند و دليل احداث آنها در چنين مناطقي، وجودچشمه‌هاي طبيعي و يا كاريز است.

وسعت هر باغ بستگي به حجم و مقدار آب موجودبراي آبياري آن دارد. باغ‌هاي شهرهاي خشك و كويري به علت گرمي هوا در تابستان،همواره اهميت خاصي داشته‌اند كه از آن جمله باغ‌هاي كاشان را مي‌توان نام برد. باغ فين كاشان كه از باغ‌هاي معروف دوره صفويه، زنديه، قاجاريه و هم‌چنين زمان ما است به علت وفور آب چشمه سليماني و حوض و استخر و فواره‌هاي فراوان و درختان كهنسال وعمارت‌هاي تاريخي، همواره جزو معرف ترين و پرجاذبه ترين باغ‌هاي كشور ما بوده است.
در باغ‌هاي ايراني، براي ايجاد محيطي آرام، خنك و پرسايه، چاره‌اي جزاحداث جوي‌هاي آب در طول تمام باغ نبوده است و معمولا اين جوي‌ها در تقاطع‌ها به حوضچه تبديل مي‌شدند. آب از جوي‌ها كه اغلب از حوضخانه عمارت باغ آغاز و درفاصله‌هاي منظم با استفاده از شيب طبيعي زمين با تكرار آبشارها به داخل حوضچه‌هاروان مي‌شد.
آب‌نما كه از ضروري‌ترين عناصر ايجاد باغ محسوب مي‌شد، بيشتر درمقابل عمارت باغ احداث مي‌شد و بعد اصلي آن در جهت طول ساختمان و به شكل‌هاي مستطيل، مربع، چند ضلعي و دايره بود. گاهي در داخل عمارت‌هاي باغ‌هاي قديمي نيزآب‌نما ساخته مي‌شد كه در اصطلاح به آن محل، حوضخانه مي‌گفتند. ساكنان باغ درروزهاي گرم تابستان، به ويژه هنگام نيمروز، در كنار آب‌نما به آسايشمي‌پرداختند.
نقش آب در ساخت بناي كاخ‌ها و باغ‌‌هاي ايراني، همانگونه كه در باغ‌فين‌كاشان و شازده ماهان و ايل‌گلي تبريز و... شاهدش هستيم، تنها به‌منظور آب‌رساني باغ نيست، بلكه از حركت و سكون و صدا و كف آن بهره‌برداري‌هاي لذت‌بخش مادي و معنوي ‌شده است.كاخ شاهان در برخي از موارد در با‌غ‌هايي بنا شده كه آب نقش مهمي در زيبايي آنها دارد. كاخ چهلستون اصفهان و كاخ فتحعلي‌شاه در چشمه علي دامغان از اينگونه‌ا‌ند.

چه كسي است كه از انعكاس اين كاخ‌ها در آب حظ نبرد، گويي در انعكاس، چيزي هست كه قلب را تكان مي‌دهد. اين است كه براي عظمت بخشيدن و دلپذير نشان دادن بناهاي مهم بايد از انعكاس آنها در آب استفاده كرد. به‌طور مثال، اگر آبگير منعكس كننده تاج محل با چمن پوشيده مي‌شد، آن بنا مقدار زيادي از بار جادويي خود را از دست مي‌داد. در واقع طراحان با به كارگيري خاصيت انعكاس، عمق و بي‌كرانگي سطوح وسيع آب و حريم شخصي افراد را وسعت داده، حس خفقان در مكان‌هاي بسته را از آنها دور مي‌كنند.

در خانه‌هاي ايراني، مساجد، معابد و كاروانسراها هميشه نقش آب پررنگ بوده است. بسياري از بناهاي زادبومي كه در اقليم و جغرافياي ايران شكل گرفته‌اند در پيوند با آب و در نتيجه ضرورت آن بوده‌اند.

 آب‌انبارها، يخچال‌ها، پاياب‌ها، پل‌ها، قنات‌ها و بادگيرها از اين جمله‌اند.از طرف ديگر، شهرهايي همچون اصفهان و شوشتر نمونه بسيار متعالي از هم‌زيستي شهر و آب و به عبارتي معماري آب هستند كه موضوع حظ بصري و آرامش يافتن از آب در شكل‌گيري آنها نقش پررنگي داشته است.در ساخت تأسيسات آبي شوشتر مهم‌ترين هدف، آبياري بوده؛ اما سازندگان آن توانسته‌اند به اهداف بزرگ ديگري چون اهداف معماري، صنعتي، بازرگاني، دفاعي و... نيز دست يابند. (این موضوع در ضمیمه تحقیق بصورت مفصل مطرح میشود).

در شهر اصفهان نيز، زاينده رود نقش مهمي در معماري شهر ايفا كرده است. پل‌هاي متعددي كه روي اين رودخانه بنا شده‌اند، نمونه‌اي زيبا و متعالي از معماري آب به شمار مي‌روند كه كاركردهايي علاوه بر كاركرد اصلي داشته‌اند.

آب انبار ها یکی دیگر از ویژگی های شهری ایران کهن است  که بیشتر در مناطق خشک و نیمه خشک  دیده می شود .

نمونه ای از آن ، آب انبار مربوط به دوران صفويه است  که در گذشته منابع ذخيره آب شيرين شهر بندرعباس ازاين برکه ها تامين مي گرديد که داراي گنبدهاي موزون زيبا و منحصر به فردي بوده و مصالح آن سنگ و ملات ساروج است ، این برکه ها دارای چهار دهانه اصلی برای بهره برداری از آب بوده است.

پل یكی دیگر از نقش های آّب در معماری ایران است ، ساختن پل های مهم و زیبا بر روی رودخانه ها بوده كه در واقع جلوه های رودی را كه از زیر آن می گذرد دوچندان می كند. یكی از زیباترین پل هایی كه در دوره صفویه توسط الله وردی خان بر روی رودخانه زاینده رود ساخته شده، پل الله وردی خان یا سی و سه پل است.  لرد كرزن” در هنگام تماشای این پل می نویسد: “هنگام مسافرت به این شهر، شخص انتظار ندارد، پلی را كه شاید بتوان گفت از باشكوه ترین پل های جهان است مشاهده كند.این همه ابداعاتی كه ایرانیان با توجه به غنای فرهنگی خود برای هرچه زیباتر جلوه دادن آب انجام می دادند. در هنرهای دستی ایرانی نیز نمود یافته است. به طوری كه در مهمترین هنر دستی ایران یعنی فرش، در نشان دادن مناظر زیبا، آب چشمه سارها و حوض ها و رودخانه ها نقش آفرین شده اند.

همچنین در كمتر مینیاتور ایرانی است كه نقش جویباری زیبا و یا حوضی كه مرغان در آن به آب تنی و بازی مشغول اند، نمایش داده نشده باشد و نیز بر كتیبه ها و دیوار كاخ ها نیز هر جا مجلسی را رقم زده اند آب، آب نما ونهر جوی و جویبار خودنمایی كرده و هنر دیرپای ایران را به رخ تماشاگر می كشد.

نکته قابل ذکر دیگر آنکه زاویه دیگری در وجود رودها و آبراه ها در بین یا حاشیه شهر ها  قابل بررسی است و آن اینکه  عدم رعایت حریم رودها بخصوص در محل تلاقی آنها در شهر های کهن که نمونه هایی از آن را میتوان در جلگه خوزستان مشاهده نمود باعث ویرانی و از بین رفتن آثار گرانبهای معماری دوره کهن ایران شده است .

با توجه به خشکی بخشهای بسیاری از کشورمان ایران ، همواره حاشیه رودخانه ها و چشم انداز مجاور رود ها  بدلیل خشکی محیط ، وسوسه انگیز ترین بخش ها برای گسترش شهر بوده اند . جابجائی بستر رودخانه ها حتی در مناطق خشک و نیمه خشک با عث ایجاد محیط های نا پایداری می شوند که طغیانهای فصلی جزئی از آن بوده و باعث ضرر وزیانهای اقتصادی و فرسایش شدید محیط خود می شوند .

سیل ، نام آشنای یکی از قدیمی ترین سوانح کشور ماست .

علی رغم تصور عمومی ، سیل بیشتر در نواحی نیمه خشک  بوقوع پیوسته و جان و مال مردم ساکن در منطقه را تهدید میکند .دغدغه هدایت آبهای سطحی از دیر باز در کشور ما وجود داشته ولی همیشه با ایجاد سیل این دغدغه آمده و با اتمام سیل نیز این دغدغه و تعصبات روی آن فروکش کرده است .

شوشتر شهری بر پایه آب

معماری از اجتماعی ترین اشکال بروز هنر، فرهنگ، توانمندی یک ملت و زمینه شناخت تاریخ گذشته و امکان تبلور آینده آن است. با این باور و بر اساس فرصتی که در چند سال اخیر برای شناخت معماری شهری، تولیدی و معماری مبتنی بر آب در شهر شوشتر و پیرامون آن دست داد، سعی در طرح بزرگترین ویژگیهای آن می پردازیم .

 نقش تولیدی آب و اثر توزیع و بهره برداری از آن در شکل گیری سیستم حکومت و نظام کالبدی در کنار فعالیتهای دفاعی و اقلیمی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
در مورد بافت کهن شوشتر، ویژگی بارز پیچیده تر، بلند تر، پرتزئین تر شدن فضای شهری با هرچه خصوصی تر شدن و به عمق رفتن در بافت مسکونی است.(که طبعاً کارهای پرهزینه تر و چشمگیرتر در خانه های متمکنین و بزرگان مذهبی و دیوانی است.)
این روند با سردر های بلند، پیچیده و پرتزئین در انتهای کوچه های تنگ و تاریک با دیوارهای مرتفع به فراز می رسد و چون به درون خانه می آیی به اوج می رسی.
ایوانهای بلند و پرکار، فضاهای متعدد و پر سایه، حیاطهای مرکزی معمولاً محدود و کم وسعت، (به دلیل نیاز به سایه و خنکا) بی حوض و درخت(به دلیل صدمه ای که آب و ریشه درخت به شوادانها می زند) و بالاخره چندین طبقه زیرزمین(شوادان) با فضاهای پیچیده و در نهایت در پائین ترین سطح رسیدن به آب.
در بررسی های محلی در دو نقطه از شهر دو نمونه از استخرهای زیرزمینی را مشاهده می شود  که از شوادانهای چند خانه پیرامون آن قابل دسترسی بود و آب مصرفی و تهویه طبیعی را تا 40-50 سال پیش تأمین می کرده است، این یافته در جهت تأیید فرضیه و شواهدی می باشد که از شبکه آب زیرزمینی شهر از طریق نهر داریان وجود دارد و تنبوشه های آن در نزدیکی شهر پیدا شده است.
از دیگر سو این خود دلیل و شاهدی بر درهم آمیختگی حیات شهر با آب و حرمت و ستایش آن است. این شبکه ها به دلیل تغییر شیوه و الگوی سکونت و بوجود آمدن لوله کشی آب و نیز عدم لایروبی و حرکت لایه های زمین به مرور از بین رفته است.
شوادان خانه های کنار رودخانه نیز در سطوح مختلف به رودخانه دید داشته و از طریق آن تهویه می شده اند. همچنین از طریق مرکز محلات مجاور رودخانه راههایی به رودخانه وجود داشته که با پلکانهای بلند بر سر آب می رسیده است و در کنار رودخانه محلی برای شستشو(حمامهای کوچک) و نیایشگاههای کوچکی نیز وجود داشته است که آثار آن در چند نقطه از شهر موجود است.
این نیایشگاهها که به پیر معروفند در پاره ای از مرکز محلات و نیز در نقاط کوهستانی اطراف شهر هم وجود دارند و نام هایی چون پیر گبری نشان دهنده قدمت و دیرینگی آنهاست. در مقابل هرقدر به مکانهای عمومی تر مثل معابر و شوارع اصلی و مراکز محلات(و حتی بازار شهر) می رسیم شاهد فضاهایی ساده و گشوده، دیوارهایی کوتاه، بدنه هایی کم تزئین و عریان و فضاهای شهری کم درخت و خالی هستیم. بطوریکه تازه وارد به شهر، در موجهه با فضاهای عمومی هیچگونه مشخصه و ویژگی چشمگیر و خصیصه بارزی که شوشتر را از دیگر شهرهای همطراز آن جدا کند نمی یابد. تنها با حرکت به درون شهر و حرکت به فضاهای خصوصی تر است که شگفتی آغاز می شود.
اینگونه شکل گیری متضاد فضاهای خصوصی عمومی در شوشتر نه تنها به دلیل مقابله با اقلیم خاص منطقه بوده است، بلکه تهاجمها و غارتها و روابط پیچیده اقتصادی و اجتماعی با عشایری که در طول هزاران سال برای قشلاق به اینجا می آیند نیز نقش عمده ای در شکل گیری آن داشته است. نمای دروازه در قلعه مانند ورودی خانه ها و درهای قطور و مستحکم آن شاهدی بر این مدعاست.
جشن آجرکاری ها، کاشی ها، سنگهای کارشده و مزین به نقوش کهن و فرمهای شجاعانه و بدیع در معماری فضاهای شهری چشم را خیره می کند. اگر در دوران گرمای شهر که بیش از هشت ماه از سال را در بر می گیرد به آن وارد شویم ارزش بالای سایه ها و دیوارهای بلند و پر از شکستگی، ساباط های طویل و تاریک و خنکای چندین طبقه شوادانها را درمی یابیم. شوادانهایی که با وجود بیش از 50 درجه تغییر حرارت محیط بیرون، همواره درجه حرارت مطبوع بین 18 تا 21 درجه را دارا هستند.
در فضاهای پیرامونی شوشتر و بخصوص در جوار رودخانه و بعضی از زمینهای بزرگتر خالی شهر به انبوه درختان، بخصوص کنار و نخل برمی خوریم. ولی با وجود ارزش بالایی که این درختان چه از نظر اقتصادی و چه از نظر فضای سبز و محیط مطبوع، سایه و خنکی، دارند ولی در مناطقی از فضاهای شهری که زیر آنها را کانالها یا شوادانها فرا گرفته است، به دلیل صدمه ای که ریشه درختان به آنها وارد می کند، کمتر اثری از درخت می بینیم. این بخصوص در حیاطهای محدود و پر سایه بیشتر به چشم می خورد.(در همین راستا حتی اکثر حیاطها فاقد حوض نیز می باشند)
اما فراتر، پدیدار شدن قدیمی ترین سکونتگاههای مبتنی بر کشاورزی از ده هزار سال پیش در منطقه و شکل گیری جوامع سازمان یافته و بوجود آمدن همزمان با شهرهای ابتدایی دشت بین النهرین در اواسط هزاره چهارم پیش از میلاد، با دو پدیده محیطی ارتباط داشته است:
اول- موقعیت ورودی کارون از کوههای زاگرس به دشت و آرام گرفتن آن در برخورد با صخره ماسه سنگی شوشتر.
دوم- بریده شدن امتداد راه کهن پایکوهی زاگرس از فارس به بین النهرین.
ایجاد اولین مکان عبور از کارون عظیم و پهناور، مهار و بهره برداری از آب و انرژی آن به مدد پشتکار، هوش و درایت پدران ما در طی هزاران سال، یکی از بزرگترین و کهن ترین مجموعه های دست ساخت بشر تا پیش از دوران انقلاب صنعتی را پدید آورده است. مجموعه ای که در طول کیلومترها ادامه می یابد و در طی هزاران سال کامل می شود و در جوار خود یکی از هوشمندانه ترین اشکال بروز معماری شهری-آبی را بوجود می آورد.
از شگفتیها و فرازهای این کار آبی، ایجاد مجموعه عظیم چند عملکردی، در طول نزدیک به یک کیلومتر شامل عناصر اصلی زیر می باشد:
الف) بند میزان با هدف اصلی تقسیم آب کارون به دودانگه و چهاردانگه.
ب) تاج(دیواره سنگی) روی بند میزان که تا کناره نهر داریون و زیر قلعه سلاسل ادامه داشته است و آثاری از آن در چند نقطه بجا مانده، باهدف بالا آوردن آب و سوار کردن آن به نهر داریون و جزیره میان آب و … .
ج) نهر داریون با کانالها و دریچه های متعدد و اهداف گوناگون و پیچیده ای چون آبیاری جزیره میان آب به وسعت حدود چهارصد کیلومتر مربع[چهل هزار هکتار] با تقسیم بندی ها و دریچه های بسیار دقیق کانالها، آب پخش کن ها، پلهای آب بر هوایی و نهرهای مفروش و… همچنین تأمین آب شرب شوشتر و نیز ایجاد دسترسی ویژه به قلعه شاهی سلاسل.
د) پل بند شادروان به عنوان دریچه خروجی و تنظیم ارتفاع آب در نهایت غربی این مجموعه آبی و ایجاد امکان عبور از کارون در شاهراه اصلی شرقی غربی منطقه.
ه‍) ایجاد تعداد زیادی کانالهای فرعی برای آبیاری و به راه انداختن آسیابها و استفاده صنعتی از انرژی آب.
و) کف سازی سنگی کارون در این فاصله بمنظور تثبیت کف رودخانه.
ح) ایجاد عمارت کلاه فرنگی برای کنترل میزان ارتفاع آب و نظارت بر عملیات در محدوده این مجموعه.
ط) و در نهایت خود قلعه سلاسل بعنوان مرکز فنی، حکومتی و کنترل کننده.
گلوگاه دستیابی و کنترل خوزستان و آب آن عمدتاً در این منطقه شکل گرفته و تجلی آن قلعه سلاسل است که به تناوب از دوران ایلامی تا اواخر قاجار، محل استقرار حکومت محلی برفراز صخره شوشتر بوده است. این مجموعه عظیم چنانکه گفته شد در فاصله بند میزان تا پل شادروان کامل می شود و بصورت چند منظوره آب کارون رادر طول نزدیک به یک کیلومتر، چند متر بالا آورده، از آب و انرژی آبی آن بطور شگفت انگیزی در طول چهل کیلومتر اراضی جنوبی شوشتر تا بند قیر(یعنی محل تلاقی دوشاخه کارون و رودخانه دز) بهره جسته و منطقه گسترده میان آب(میان او، مینو، بهشت) را به یکی از سرسبزترین مناطق دنیا مبدل کرده بوده است. کانالهای دستکند و دست ساخت متعدد و پلهای آب بر و پل بندها و آسیابها و دیگر تأسیسات آبی صنعتی نه تنها شهر شوشتر را سیراب و تهویه می کرده، بلکه یکی از سرسبزترین و آبادترین مناطق را برای تولید انبوه و گسترده و کشاورزی(چونان انبار بزرگ غله) خلق کرده بوده است.
کشاورزان در حاصل تولید، شهرنشینان و نیروهای نظامی و دیوانی نیز از بازار تولید تغذیه می کرده اند، به نحوی که منطقه خود بستر تمدنها و شهرهای مهمی چون احتمالاً هیدالو(ایلامی هخامنشی)، دستوا(قبل و بعد از اسلام عسکر مکرم«اسلامی») و شوشتر کنونی بوده است.
در ادامه این تأسیسات آبی، پیرامون شاخه های کارون عناصر متعدد دیگری شکل گرفته اند. از آن میان می توان به مجموعه شگفت انگیز پل بند گرگر و آبشارها، برج عیار و تأسیسات منظم به آن، بند زیبای ماهی بازان(خدا آفرین)، زیگورات عظیم قلعه نو، پل بند لشکر و خاک و بسیاری از دیگر پلها و آب پخش کن ها و کانالها و تأسیسات در دوسوی جزیره میان آب(و نیز شماری از عناصر هنوز ناشناخته) اشاره کرد. رد این مجموعه را بوسیله کانال دستکند مسرقان از بندقیر تا شرق اهواز و نیز تأسیسات آبی-صنعتی کهن اهواز می توان پی گرفت. کار انسانی شگفت انگیزی که به قول مهندس حامی اجازه نمی داده است حتی یک قطره از آب کارون هدر رود و به دریا بریزد.
این مجموعه عظیم درواقع تنها با پشتیبانی مالی، نظامی، اداری و فنی حکومتهای متمرکز و مقتدر در کشور و نمایندگان آنان بصورت شاهکان و میرآبها و مهندسان خوزستان میسر می شده است به نحوی که حکومت همواره با مدیریت مهندسی آب در هم آمیخته بوده است و بر این اساس می توانسته پابرجا بماند و انبار غله منطقه و تولیدات گسترده صنعتی آن باشد.
مدیریت آب خوزستان به قدری تخصصی و مهم بوده است که حتی با تغییر حکومتها تغییر نمی کرده و تا حمله مغول هم کمابیش سر پا بوده است. این مجموعه عظیم تر از آن بوده است که با توان افراد و حتی حاکمان محلی قابل کنترل و اداره باشد.
در نتیجه مرکز مدیریت و مهندسی آب خوزستان در طول تاریخ بطور عمده در قلعه سلاسل شکل می گرفته است و شاهک خوزستان که خود میرآب خوزستان و مسئول تشکیلات فنی آن بوده، عنصر مهمی در مجموعه حکومت کشور به حساب می آمده است. وزارت «کست افزود» ساسانی با وظیفه مدیریت پیمون و آب، شاید از همین قلعه سلاسل هدایت می شده است.
هرزمان قدرت و تمرکز حکومتهای مرکزی افول کرده، در معرض تهاجمها و نابسامانی قرار گرفته است، این مجموعه در هم پاشیده و از کارآیی و رونق افتاده است. با ضعف قدرتهای متمرکز ناشی از جنگ و تهاجم و ضعف مالی و نظامی و قطع ارتباط متقابل حکومت منطقه و حکومت مرکزی این ماشین عظیم که به مراقبت پرهزینه و سنگین دائمی مالی نظامی و فنی نیازمند بوده است از کار می افتاده و قحطی و ویرانی در منطقه رخ می نموده است.(نمونه های تاریخی بقا و زوال از این دست را در این منطقه و در بین النهرین بسیار می توان یافت)
به همین سبب آب همواره عنصر مورد ستایش، مطهر، مقدس و مهمی در اعتقادات و سنن مردم این مرز و بوم بوده است. باتوجه به بحث فوق روشن است که مطالعه سیستم آبی خوزستان، ریشه ها، زمینه های تاریخی و عناصر آن نه تنها خود فی نفسه بسیار مهم و پر جذبه است، بلکه زمینه منحصر بفردی برای شناخت علت پایدار شدن حکومت های مقتدر و متمرکز آسیایی و شکل خاص آن در ایران به شمار می آید.
در این راستا شایسته است که با همکاری های ویژه فرهنگی، دانشگاهی و بخصوص سازمان میراث فرهنگی، با زمینه های معماری، معماری شهری، شهرسازی، تاریخ، هنر، مردم شناسی و جامعه شناسی در منطقه به آموزش و انتقال تجربه بی نظیر نیاکان در طول هزاره ها در مهار بزرگترین رودخانه کشور، درجهت ایجاد تمدنی بزرگ همت گماشت.
این جاری بی زوال که در جهت تکامل زندگی، تولید نعم مادی و جهت احیای شهر و منطقه در گذشته کار کرده است امروزه باید به یک مجموعه فرهنگی تفریحی و تولید با کمک احیای بخشهایی از سیستم آبی گذشته، و نیز محلی برای جلب سیاحان، بصورت یک پارک موزه گسترده، تبدیل شود. تا به حفظ میراث و انتقال شگردها و تجربه های تولید کهن و شناخت علمی اسرار زندگی پیشینیان کمک کند.    

 

با تقدیم احترام

اردیبهشت ۸۹

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم خرداد 1389ساعت 8:7  توسط رضا  | 

ژئومورفولوژی شهری

ژئومورفولوژی و انواع شهر

با انضمام

 بررسی وضعیت

 ژئومورفولوژی استان تهران

(محدودیتهای  شکل زمین در توسعه شهری تهران )

 

ژئومورفولوژي و انواع شهر

در واقع ويژگي هاي ژئومورفيك و توپوگرافيك يك مكان جغرافيايي نه تنها در پراكندگي ويا تجمع فعاليتهاي انساني موثر است، بلكه در نهايت يكي از عوامل موثر در شكـل و سيمـاي فيزيكـي ساختهـاي فضـايي نيز به شمار مي آيد.

به علاوه برنامه ريزي هاي زيربنايي شهر به دور از تأثيرات شرايط توپوگرافي نبوده و نيست، زيرا توپوگرافي محل و جهت گيري ناهمواري ها در مسائلي نظير ساخت و سازشهري و يا در ارگانيسم جابجايي جمعيت شهر و غيره نقش انكارناپديري دارد.
به طور كلي واحدهاي ژئومورفيك و عناصر توپوگرافيك به صور زير بريك شهر اثر مي گذارند، كه با توجه به آنها مي توان براي شهرهاي موجود و يا درشهرهاي آتي اقدام به برنامه ريزي نمود.


- تأثير در تكوين، پيدايش و به عبارت دقيق تر مكان يابي و جايگزيني شهرها
- اثر گذاري بر توسعه فيزيكي سكونت گاههاي شهري و تعيين سمت توسعه آنها
- نقش پردازي در الگوي پراكنش و توزيع فضايي شهرها،حوزه نفوذ و ارتباط نقاط شهري
- تأثير در مورفولوژي و نقشه (ساخت وبافت شهري)
- متأثر ساختن سازه ها ، تأسيسات و شرايط خدمت رساني شهري
- اثر نهادن بر فعاليتهاي اقتصادي شهر
- كاربرد در شناسايي مراكز فراغتي و استراحتي نواحي پيرامون شهرها

 واحدهاي ناهمواري و انواع شهر

استقرار و پيدايش يك شهر بيش از هر چيز تابع شرايط محيطي و موقعيت جغرافيايي است.

عمده ترين عناصر موقع طبيعي عبارتنداز: فلاتها، كوهها و تپه ها، چاله ها و دره ها ، دشتهاي مسطح ، دشتهاي پايكوهي، جلگه ها و سواحل ، ارتفاع و شيب زمين ، رودخانه ها و مسيل ها ، مخروط (افكنه ها، ماسه زارها ، پلايا و كوير، باتلاق، مرداب ، تالاب ، نيزار ، جنگل ، درياچه ، دريا و امثال آن.
در رابطه با واحدهاي اصلي ناهمواري ، نقش آنها در پيدايش و تكوين شهرها، مي توان انواع شهر را به

 شرح زیر از هم تفكيك نمود.

 1- شهرهاي كوهستاني
در سطوح كوهستاني به دليل فقدان زمينهاي مستعد كشاورزي ، مناسب توليدي در زمينه توليدات زراعي وجود نداشته و يااينكه در حدي نبوده است كه بتواند به صورت مازاد توليدات كشاورزي مبادله شود
اصولاً اينگونه مناطق بيشتر محلي براي پرورش دام به شمار مي آيند تا مسكن انسان، از اين رو اجتماعات انساني در اين سرزمين ها بسيار كم و پراكنده بوده و در صورت بندي اجتماعي آن عمدتاً جوامع ايلي و كوچ نشيني را شامل مي شود.
به طور كلي تيپولوژي شهرهاي كوهستاني به صورت متمركز و ليكن باز مي باشد.
بهترين نمونه اين حالت را مي توان در شهرهاي مسجدسليمان ، ميگون و فشم (دره جاجرود ) مشاهد كرد.
سه نوع استفاده رايج و معمولي از سرزمين هاي مرتفع عقلايي و منطقي به نظر مي رسد.

 كه عبارتند از:
استقرار شهرها يا شهركهاي توريستي، تفرجگاهي، ورزشي ، درماني و استراحتگاهي
اجراي طرح هاي مربوط به جنگلداري و جنگلكاري ، ايجاد و يا تثبيت جنگلهاي بومي و يا غيربومي و همچنين احياء جنگلهاي از جمله اقدامات مهم و لازم براي مناطق كوهستاني است
اجراي طرح ها و پروژه هاي مربوط به استفاده مناسب از آنها

 2- شهرهاي پايكوهي
مناطق پايكوهي عمدتاً شامل زمين هايي مي شود كه نسبت به توده هاي كوهستاني مجاور ارتفاع كمتري دارند و با يك شيب نسبتاً ملايم از كوهها فاصله مي گيرند . كنيك مخروط افكنه ، باهادا و گلاسي (دشت سر) از عمده ترين عناصر ژئومورفيك پايكوهها است
شهرهاي مهم ايران نظير تهران ، سمنان، كرج ، قزوين ، سبزوار ، و امثال آن برروي دشتهاي پايكوهي (عمدتاً ا زنوع مخروط افكنه ) مستقر شده اند.
شهرهاي مستقر در دشتهاي پايكوهي ، از نظر زمين و فضا مشكلات بسيار كمتري نسبت به شهرهاي كوهستاني دارد. گسترش و توسعه فيزيكي اين نوع سكونت گاههاي معمولاً از يك سمت با مانع برخورد مي كند.
اما به هنگام برنامه ريزي و طراحي شهري در اين مناطق بايد مشكلات و تنگناهاي ژئومورفيك آن را هم دقيقاً مورد توجه قرار دهيم.
دومين مساله اين نوع سكونتگاههاي شهري اين است كه چون اكثر آنها بر روي مخروط افكنه قرار گرفته اند، لذا آبهاي فرو رو در رأس مخروط (آب بارندگي،پسابها و فاضلابهاي خانگي و صنعتي و غيره مجدداً در قاعده و پايين دست مخروط بالا آمده و ظهور مي كند.
معضل سوم آن كه مخروط افكنه ها چون در محل خروج رود از كوه تشكيل مي گردند. لذا به هنگام افزايش دبي رود و طغيانی شدن آن در معرض سيلابهاي مهيب و خانمان برانداز قرار مي گيرند.
 3- شهرهاي جلگه و دشت
 دشت هاي بزرگ مسطح ،سطـوح پست و هموار و بسيار كم شيبي هستند كه به ويژه در مناطق معتدله و مرطوب شرايط مساعدي را از نظر استقرار سكونتگاهها ، طرق ارتباطي و غيره فراهم مي آورند.
به طور كلي در دشتها و جلگه هاي وسيع و پهناور تعداد و تراكم شهرها قابل توجه است.

توزيع فضايي اين نوع سكونتگاههاي نسبت به مناطق كوهستاني منظم تر و ليكن نسبت به نوع پايكوهي از نظم كمتري برخوردار است.
اين شهرها به دليل عدم محدوديت فضايي و فقدان عوارض طبيعي منحرف كننده، در جهات مختلف گسترش يافته و غالباً بافتي گسسته دارند، يعني برخلاف شهرهاي كوهستاني امكان احداث كوچه ها و خيابانهاي عريض در آنها فراهم بوده است. به ويژه قسمتهاي جديد اين شهرها از امكان فضايي و گذرگاههاي مناسبي برخوردارند. گذشته از اين زمينهاي باز و افتاده نيز در اين شهرها نسبتاً زياد است.اين ويژگي امكان رشد افقي شهر را نسبت به رشد عمودي آن بيشتر مي كند.دسته اول شهرهاي مستقر در سواحل جوان وكوهستاني را شامل مي شود. در اين نوع سواحل اگر جلگه باريكي وجود داشته باشد، شهر تقريباً ويژگي هاي شهرهاي جلگه اي را كسب مي كند. در غير اين صورت شهر بر روي دامنه هاي هاي نسبتاً پر شيب كوه بالا مي رود و به اين ترتيب از خصلتهاي شهرهاي كوهستاني برخودار مي شود.
گروه دوم شهرهاي استقرار يافته در سواحل پست و پلاژدار (سواح شني و ماسه اي ) مي باشند. اين سواحل معمولاً پير، پست و كم عميق بوده و تقريباً به خط مستقيم و بدون پيچ و خم امتداد يافته اند.
 ۴ – شهرهاي دره اي
اكثر دره هاي ساختماني يا غيرساختماني معمولاً بواسطه يك رود و شعب آن اشغال گرديده اند. اين شبكه هاي آبي تحولات ژئومورفولوژيكي دره ها را برعهده داشته و در اين رهگذر دشتهاي سيلابي بزرگ و كوچكي را در امتداد دره هاي عريض داشته و در اين رهگذر دشتهاي سيلابي بزرگ و كوچك را در امتدد دره هاي عريض گسترانيده اند.

۵ – شهرهاي مستقر در فرورفتگي ها
برخي از اشكال ناهمواري مثل دولين و امثال آن به صورت چاله هاي طبيعي تقريباً بسته خودنمايي مي كنند. اين فرورفتگي كه معمولاً به شكل نعلبكي يا نشستگي (كووت) مي باشند بنا به دلايلي از جمله دارا بودن حصار طبيعي و نقش امنيتي از ديرباز به تصرف انسان و زيستگاه وي در آمده اند . شهرهايي مثل شيراز، آنكارا و نظاير آن تقريباً در يك چنين وضعيتي از توپوگرافي تكوين يافته اند.

 بررسی وضعیت

ژئومورفولوژی استان تهران

(تهران و محدودیتهای رشد شهر از دید گاه  ژئوموفولوژی)

فضاي شهري مجموعه اي است منظم از عوارض مختلف كه محيط زندگي افراد بشر را تشكيل مي دهد  از ديدگاه شي گرايي، عوارض مختلف شهري را مي توان اشيايي دانست كه در كنارهم در حال تقابل پيغام و نمايش رفتارهاي مختلف مي باشند . بواقع آنچه را كه مي توان به عنوان كيفيت فضاي شهري دانست وضعيت ويژگيهاي اشيا و نيز كيفيت رفتارهاي آنها با يكديگر است . بنابراين پايش و بهينه سازي كيفيت ويژگي هاي اشيا در شماي استاتيك شهري، نقش عمده اي در بالا بردن سطح كلي زندگي شهري داراست .
از طرف ديگر به دليل وابستگي ها و روابط فراواني كه در بين اشياي يك مجموعه شهري وجود دارد نمي توان بهينه سازي صفات اشياي شهري را به تنهايي و مستقل از ساير اشيا در نظر گرفت . از اين رو در هر تغييري، همواره وابستگيهاي موجود بين اشيا نيز بايد لحاظ شود در این تحقیق انجام شده در گستره طرح مجمومه شهري تهران، بررسي اين محدوده به لحاظ معادن و ذخاير معدني انجام شده است . چون وجود يا نبود معدن در گستره توسعه شهري تاثير به سزايي در انتخاب جهت توسعه محدوده‌هاي شهري و انتخاب ساختگاه‌هاي جديد دارد.

در همین راستا پهنه های مختلف تهران از لحاظ ریخت و شکل زمین در ذیل بصورت مشروح مورد بررسی قرار می گیرد :

پهنه نامناسب براي ساخت‌وساز
نواحي جنوب شرقي كرج (شهريار)، منطقه كردان، جنوب شرق پاكدشت، جنوب شرقي تهران، شرق آبيك، منطقه رباط‌كريم، شمال دماوند و جنوب ورامين در اين پهنه واقع مي‌شوند.

پهنه جنوب شرقي كرج (شهريار)

عمده معادن اين ناحيه معادن شن و ماسه با تمركز بسياري هستند كه در دسته مواد معدني مورد استفاده در شهرسازي قرار مي‌گيرند. از نظر وسعت ذخيره و تعدد مراكز بهره‌برداري، اين ناحيه وسيع‌ترين ناحيه برداشت شن و ماسه محسوب شده و منبع تامين‌كننده عمده‌اي در استان تهران به شمار مي‌رود.

مرزهاي اين ناحيه از سمت شرق به شهر قدس و جنوب و جنوب غرب به شهريار و از سمت غرب نيز به كرج و جاده كلاك - شهريار و شمال اين ناحيه به جاده‌هاي تهران - كرج ختم مي‌شود. مرز جنوبي اين ناحيه، مرز محدوده رسوبات درشت‌دانه و متوسط‌دانه است.

در اين ناحيه توسعه شهري بخشي از معادن را در بر گرفته و در قسمت‌هايي نيز در حال نزديك شدن به نواحي معدني است .علاوه بر اين با توجه به مرغوبيت رسوبات منطقه تمركز معادن به حدي است كه مرز قابل تفكيكي بين آنها نمي‌توان قايل شد. حجم عمليات به حدي وسيع است كه به جرأت مي‌توان گفت كه مورفولوژي منطقه به كلي تغيير كرده است. عمق بعضي از اين معادن بسيار زياد شده و گودال‌هاي بزرگي را به وجود آورده كه نمي‌توان از آنها در ساختمان‌سازي استفاده كرد. در كنار معادن فعال، گودال‌هاي متروكه معادن ديگري مشاهده مي‌شوند كه در بعضي نواحي تبديل به محل انباشت نخاله‌هاي ساختماني و انباشت غيرمجاز زباله‌هاي شهري شده است.

به علت تامين مصالح ساختماني براي توسعه شهري و وضعيت به وجود آمده، توسعه شهري در اين محدوده توصيه نمي‌شود، ولي بايد به نحوي وضعيت استخراج شن و ماسه از اين نواحي را تصحيح كرد كه امكان استفاده از آنها در آينده به عنوان فضاهاي شهري فراهم شود.

  پهنه كردان

عمده معادن اين ناحيه در اطراف رودخانه كردان متمركزند و از نظر دسته‌بندي مواد معدني، ناحيه جز نواحي‌اي است كه مواد معدني آن در شهرسازي استفاده مي‌شود. وسعت اين ناحيه به اندازه دو ناحيه برداشت شن و ماسه ديگر استان تهران نيست. معادن محدود به اطراف رودخانه است و حجم عملياتي اين معادن با توجه به مقدار ذخيره آنها، به هر حال قابل توجه است. اين ناحيه در جنوب شرقي هشتگرد قرار دارد.

پهنه جنوب شرقي پاكدشت (ورامين)

اين محدوده نيز جز دسته‌بندي مواد معدني مورد استفاده در شهرسازي است. توسعه شهري و كشاورزي در اين ناحيه به سمت معادن موجود خاك رس نيز در حال گسترش است. وسعت و پراكندگي محل‌هاي برداشت خاك‌ رس از كوه بي‌بي شهربانو تا پاكدشت ادامه دارد. اين محدوده‌ها شامل كوره‌هاي آجرپزي‌اند كه هر دو نوع سيستم آجرپزي سنتي و صنعتي را دارند. اما بيشتر به صورت سنتي، آجر توليد مي‌كنند. در اين محدوده‌ها عمق بسياري از خاك رس برداشته شده كه گودال‌هاي بزرگي در منطقه به وجود آورده‌اند. به علت نزديكي اين كوره‌ها به يكديگر وسعت بسياري از خاك رس و تقريبا به طور هماهنگ و تا عمق بسياري برداشت شده كه سطح زمين ناحيه را به كلي دگرگون كرده است. وضعيت ادامه فعاليت‌ اين كوره‌ها با توجه به قرارگيري در محدوده‌هاي شهري بر اساس تصميم اداره صنايع كه منوط به سياست‌گذاري محيط‌زيست استان تهران شده است، خواهد بود.

معادن شن و ماسه اين ناحيه بيشتر در امتداد رودخانه جاجرود و شاخه‌هاي مرتبط با آن گسترش يافته‌اند. عمده معادن شن و ماسه در اين ناحيه تنها در نقاط مشخص و پراكنده‌اي كه از نظر تهيه مصالح مرغوب شرايط لازم را داشته‌اند قرار گرفته‌اند. هر چند معادن در اين ناحيه پراكنده‌اند ولي بعضي از آنها بزرگند.

پهنه جنوب شرق تهران

اين ناحيه جزو نواحي معدني با كاربرد صنعتي است. بخش عمده محدوده مربوط به كارخانه سيمان تهران و منطقه نظامي پارچين است. منطقه بلافصل مرز شهر تهران مربوط به كارخانه سيمان تهران است. اين كارخانه با سابقه فعاليت طولاني نقش عمده‌اي در توليد سيمان مصرفي در منطقه داشته است. اين فعاليت هنوز به طور عمده ادامه دارد. علاوه بر اين در اين ناحيه معادن آهك و گچ توچال كه خود نيز توليدكننده عمده مصالح مصرفي در صنعت ساختمان هستند، قرار دارند. در كنار اينها معادن بنتونيت پارچين قرار دارد. بخش جنوب غربي اين ناحيه به منطقه كوره‌هاي آجرپزي و معادن خاك رس ورامين ختم مي‌شود. مرزهاي اين ناحيه با برون‌يابي بر اساس گسترش معادن و انديس‌هاي موجود منطقه به دست آمده است.

پهنه شرق آبيك

اين ناحيه مربوط به معادن مرتبط با سيمان آبيك است. به علت اهميت اين كارخانه در تامين سيمان منطقه، توسعه شهرسازي در اين منطقه توصيه نمي‌شود. مرزهاي اين محدوده اكثرا بر اساس سازندهاي غالب منطقه و از روي نقشه زمين‌شناسي تهيه شده است.

پهنه رباط كريم

اين ناحيه تقريبا همان محدوده بهره‌برداري معدن منگنز رباط كريم كه يكي از توليدكننده‌هاي عمده منگنز در سطح كشور است و تامين‌كننده منگنز موردنياز صنايع فولاد است، با توجه به اينكه اين معدن به روش زيرزميني استخراج مي‌شود امكان فرو نشست سطح زمين در اين ناحيه زياد است. مرزهاي اين ناحيه با توجه به گزارش زمين‌شناسي از سنگ‌هاي دربرگيرنده ماده معدني منگنز تعيين شده است و شامل نواحي كه در آن انديس‌هاي منگنز نيز مشخص شده‌اند، نيز است.

پهنه شمال دماوند

معادن اين ناحيه مربوط به مواد معدني با كاربرد صنعتي است. مرز ناحيه از طريق معيارهاي زمين‌شناسي و محدوده‌هاي توپوگرافي محدود شده است. عامل اصلي عدم توسعه شهري در اين ناحيه از نظر معدني تمركز و تنوع مواد معدني و صنايع وابسته به آنهاست. در نزديكي اين ناحيه محدوده سيمان دماوند واقع شده كه معادن وابسته به اين كارخانه نيز جزو نواحي نامناسب براي ساخت و ساز در نظر گرفته شده‌اند.

پهنه جنوب ورامين

اين منطقه در جنوبي‌ترين ناحيه استان و در اطراف رودخانه شور قرار دارد. ماده معدني غالب در اين منطقه سولفات سديم است. محدوده‌هاي وسيع برداشت اين ماده در منطقه قرار دارد و وسعت عمده‌اي از ناحيه را در بر مي‌گيرد. انديس‌هاي متعددي از اين ماده نيز در نقشه انديس‌هاي معدني ثبت شده است. اين ناحيه نيز جزو نواحي معدني با كاربرد صنعتي است. به علت استفاده گسترده از اين ماده معدني در صنايع مختلف و با اهميت بودن معادن اين ناحيه در سطح كشور، اين ناحيه در پهنه نامناسب براي ساخت قرار داده شده است. به علت ماهيت تشكيل اين ماده معدني برداشت آن با تخريب سطح زمين به صورت گسترده همراه نيست و بيشتر زمين اين نواحي به صورت دشت است.

مرزهاي شرقي و غربي اين ناحيه به مرز دشت و نواحي مرتفع محدود مي‌شود و مرزهاي شمالي و جنوبي آن با برون‌يابي بر اساس اطلاعات آماري و گسترش نواحي فعال مشخص شده است.

پهنه نسبتا نامناسب براي ساخت و ساز 

نواحي شمال كرج، جنوب اشتهارد، شرق ورامين، شرق و غرب دماوند،‌ فشم و گيلان دماوند در اين پهنه قرار گرفته‌اند. علاوه بر آن محدوده‌هاي برداشت خاك رس نيز جز اين پهنه قرار دارند.

پهنه شمال كرج

اين محدوده شامل دو ناحيه بزرگ طرح اكتشاف دولتي است و علاوه بر آن چند معدن فعال باريتين نيز در آن وجود دارد. محدوده‌هايي از اين ناحيه تحت اكتشاف بخش خصوصي نيز قرار دارد. به علت وسعت طرح‌هاي اكتشاف دولتي اين ناحيه تا تعيين وضعيت نواحي اكتشافي در پهنه به نسبت نامناسب براي ساخت قرار گرفته است. مرزهاي اين پهنه تمامي يا برون‌يابي بر اساس وسعت نواحي اكتشافي تعيين شده است.

پهنه جنوب اشتهارد

اين محدوده شامل يك طرح اكتشاف دولتي و انديس‌هاي متعدد است. انديس‌هاي منگنز و سرب و روي در اين پهنه وجود دارند. محدوده‌هاي اكتشافي متعدد خصوصي نيز در اين ناحيه ديده مي‌شود. مرزهاي اين ناحيه بيشتر بر اساس زمين‌شناسي مشخص شده است.

پهنه شرق ورامين

اين ناحيه مرتبط با انديس‌هاي سولفات سديم در منطقه است. به علت توپوگرافي و شرايط تقريبا يكسان با نواحي برداشت سولفات سديم در جنوب ورامين (دشت ورامين) اين ناحيه نيز مي‌تواند به صورت بالقوه داراي سولفات سديم باشد. علاوه بر آن انديس‌هاي منگنز نيز در اين منطقه ديده مي‌شوند و چند معدن فعال سولفات سديم نيز در منطقه وجود دارد. مرزهاي شرقي اين محدوده به شهرهاي قرچك و ورامين و مرزهاي غربي آن به خط جدايي دشت و ارتفاعات محدوده مي‌شود. مرزهاي جنوبي و شمالي نيز از طريق برون‌يابي بر اساس گسترش نواحي فعال معدني مشخص شده است.

پهنه شرق و غرب دماوند

شرق و غرب شهر دماوند به علت وجود معادن فعال زغال‌سنگ، دولوميت، سنگ آهك، سيليس و غيره در كنار انديس‌هاي متعدد سيليس، سنگ ساختماني، باريت،‌ زغال‌سنگ، مس، فسفات و غيره، جز نواحي فعال معدني در آينده محسوب مي‌شود. مرزهاي ناحيه بر اساس زمين‌شناسي جدا شده‌اند. تمامي اين معادن و مواد معدني، داراي كاربرد صنعتي هستند بدين علت ناحيه از نظر صنعتي داراي اهميت است.

پهنه فشم

اين ناحيه شامل يك محدوده بزرگ استخراج زغال‌سنگ و محدوده‌هاي متعدد اكتشافي دولتي و انديس‌هاي زغال‌سنگ، فسفات، سيليس و سنگ ساختماني است. به علت وسعت كم منطقه و تعدد انديس‌ها و نواحي اكتشافي، اين محدوده از نظر معدني به عنوان محدوده فعال در آينده در نظر گرفته شده است. مرزهاي اين ناحيه نيز بر اساس برون‌يابي و زمين‌شناسي منطقه تعيين شده‌اند.

پهنه گيلان دماوند

اين ناحيه نيز جزو نواحي فعال معدني در آينده محسوب شده است. در اين ناحيه محدوده‌هاي بزرگ برداشت گچ قرار دارند. انديس‌هاي متعدد گچ،‌ بنتونيت و كائولن نيز در منطقه مشاهده مي‌شود. چند ناحيه اكتشافي خصوصي نيز وجود دارد. مرزهاي ناحيه بر اساس برون‌يابي و زمين‌شناسي تعيين شده‌اند.

محدوده‌هاي برداشت خاك رس

تمركز اين نواحي به طوركلي در پنج بخش استان تهران ديده مي‌شود. ولي محدوده‌هاي پراكنده ديگري نيز در استان وجود دارد. وضعيت عمومي اين نواحي جز پهنه به نسبت نامناسب براي ساخت و ساز است. ولي محدوده‌هايي كه در پهنه‌هاي نامناسب براي ساخت و ساز واقع مي‌شوند بايد جزو اين پهنه قرار گيرند. محدوده‌هايي كه در محدوده‌هاي شهري واقع شده‌اند بر اساس سياست‌گذاري‌هاي شهرسازي و شهري تعيين وضعيت خواهند شد.

سياست‌گذاري و تصميم‌گيري درباره ادامه فعاليت و جلوگيري از فعاليت آنها از نظر اداره صنايع استان تهران منوط به تصميمات سازمان حفاظت محيط‌زيست استان تهران است.

پهنه مناسب براي ساخت و ساز 

به جز نواحي شرح داده شده، بقيه نواحي استان در اين پهنه قرار مي‌گيرند. اين پهنه خود شامل دو اولويت است. اولويت دوم اين پهنه كه در شمال، شرق و جنوبي‌ترين ناحيه استان تهران وجود دارد،‌ تنها به علت نبود اطلاعات انديس‌هاي معدني در اين ناحيه، در اين پهنه قرار گرفته‌اند. ديگر نواحي اولويت دوم در محدوده استان تهران با شرط يافتن ناحيه جايگزين مناسب براي آنها قابل ساخت و ساز و توسعه شهري هستند. بيشتر معادن موجود در اين ناحيه سنگ آهك و سنگ گچ هستند كه انديس‌ها و سازندهاي در برگيرنده آنها در تمام استان به طور پراكنده وجود دارند.

بقيه نواحي استان جزء اولويت اول اين پهنه قرار دارد كه از نظر ساخت و ساز و توسعه شهري با اشكال خاصي روبه‌رو نيست

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم خرداد 1389ساعت 14:32  توسط رضا  | 

سالروز شهادت دردانه پیامبر (ص)را تسلیت عرض میکنم

 

مپرس دیگر از این قلب شکسته

که قلبم شده تار و پود از هم گسسته

گسسته این دل درغم نشسته

صبوری زین دلم پیمان شکسته

از ان اتش که بر جانم نشسته

بکش دستی بر این قلب شکسته

مرا دردیست که درمانش حبیب است

بدون او دگرجانم غریب است

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1389ساعت 10:34  توسط رضا  | 

بررسی روابط متقابل روستای سلطانیه و شهر زنجان

استان زنجان

موقعيت و مشخصات استان

استان زنجان در شمالغرب كشور و مابين هفت استان از كشورجمهوري اسلامي ايران واقع گرديده اســـــــت و از شمال با استان اردبيل و استان گيلان، ازشمال شرقي و مشرق با اســــتان قزوين ، از جنوب با اســـــتان همدان، از جنوب غربي با استان كردستان و از مغرب با استان آذربايجان غربي واز شمالغرب با اســــــــتان آذربايجان شرقي همسايه است موقعيت جغرافيايي استان منطبق بر عرض جغرافيايي 35 درجه و 35 دقيقه تا 37 درجه و 15 دقيقه شــــــمال و طول جغرافيايي 47 درجه و 15 دقيقه تا 45 درجه و 25 دقيقه شرقي از نصف النهار گرينويچ است.                                                                                                                  .        

استان زنجان متشكل از هفت شهرستان است و مركز آن، شهرســـتان زنجان، از شمال به اســـتانهاي آذربايجان شرقي و اردبيل، از شرق به شهرستانهاي طارم و ابهر، از جنوب به شهرســــتانهاي ايجرود و خدابنده و از غرب به ماهنشان محدود مي باشد.                                                                                                     .              
مساحت استان با توجه به آخرين اطلاعات (اطلاعات سال 1378 )در حدود 22164 كيلومتر مربع و از نظر شكل ظاهري زمين شامل دو منطقه كوهستاني و جلگه اي( دشت) مي باشد. مناطق كوهســـتاني كه اغلب داراي قلل مرتفع هســتند، در بخش ماهنشان ،شهرستان زنجان و شهرستان خدابنده قرارگرفته اند و مناطق جلگه اي يا دشت نيز بقيه مسـاحت استان را تشكيل مي دهد.از جمله مهمترين ارتفاعات در مناطق جلگه اي يا دشت نيز بقيه مســـاحت استان را تشكيل ميدهد.از جمله مهمترين ارتفاعات در رشته كوه هاي شــــمالي مي توان قله گلاس قله دگاه و قله چله خانه را نام برد كه در شــمال غربي شهرستان بهم پيوسته رشته كوهاي البرز غربي را تشــــكيل داده اند. از مهمترين ارتفاعات رشـــــته كوهاي زنجان جنوبي مي توان به قله قيدار، قلعه خور جهان قله علم كندي ،قلعه سپهسالار، قله جهان داغ و قله رستم اشاره نمود.

به دليل موقعيت و شرايط خاص جغرافيايــــي استان اغلب رود خانه هاي اين منطقه تحت تاثير عوامل طبيعــــــي كم آب و سيلابي بوده به سبب ذوب شدن برف ها در بهارپرآب و در بقيه سال خشــك و كم آب هستند. از جمله رود خانه هاي مهم و نسبتا پرآب كه در كشاورزي استان نقش اساســــي دارند عبارتند از قزل اوزن، زنجانرود، ابهر رود، ايجرود ،ســــجاس رود ،خررود، بزينه رود. به جز رود هاي ذكرشده رود خانه هاي كوچك و فصلي فراواني نيز در فصلهاي باراني جاري هســتند كه اراضي محلي رامشروب نموده خشك مي شوند. اوضاع جوي و شــــرايط اقليمي منطقه بر حسب پستـي و بلندي هاي موجود بسيار متغير است. به طور كلي ارتفاعات داراي آب و هوا ي سرد ،كوه هاي پوشيده از برف و تابســتانهاي معتدل و خشك مي باشد. نظر به تحقيقات به عمل آمده در استان زنجان يازده نوع اقليم تشخيص داده شده است. خشك و بياباني سرد، خشك و بياباني معتدل، نيمه خشك فراســــرد،نيمه مرطوب ســــرد وخيلي مرطوب سرد.به طور كلي به اســتثناي ماههاي تير، مرداد، شهريوركه به ندرت باران مي بارد، در بقيه ماهها در طول سال نزولات جوي وجود دارد كه در زمسـتان به صورت برف ودر بهار به صورت باران ريزش مي كند.                                                                                                                                

آب و هوا


اوضاع جوي و شرايط اقليمي منطقه بر حسب پستي و بلنديها متغير است . من حيث المجموع ارتفاعات داراي آب و هواي سرد كوهستاني ، زمستانهاي پر برف و سرد و در تابستان معتدل و خشك مي باشــد . در اين ميان دره هاي قزل اوزن داراي آب و هواي معتدل تر بوده و داراي زمستانهاي معتدل و تابستانهاي نسبتا گرم است .
جلگه هاي مابين ارتفاعات نظير جلگه سجاس ، منطقه قشــــلاقات اقشار و قسمت سـفلاي زنجان رود داراي آب و هواي معتدل تري هستند. بر اساس آمار و گزارشات هوا شناســــي در 10 سال اخير معدل حداكثر درجه حرارت سـالانه 1/37+ درجه سانتيگراد و معدل حداقل درجه حرارت سالانه 5/19- درجه سانتيگراد بوده است.

نزولات جوي تابع دو باد معروف مه و شره است ، باد مه از جهت شــمال به جنوب در منطقه حركت مي كند و رطوبت درياي خزر را به اين نواحي منتقل كرده موجب برودت و كاسته شدن درجه حرارت مي گردد، دومي باد شره در جهت جنوب غرب و شمال شرق حركت كرده و رطوبت حاصله از تبخير درياي مديترانه را در منطقه سرازير ميكند اين باد در خرداد ماه با از دست دادن رطوبت خود در مسير موجب خشكي هوا در اين منطقه ميشود كه گاهي اوقات به كشاورزي خساراتي وارد ميكند .


وضعیت  تکنوتیکی

 

استان زنجان از نظر شکل ظاهری زمین ،دارای دو منطقه کوهستانی و جلگه ای (دشت) می باشد . که اکثر شهر های آن در دامنۀ کوهها و دشتهای بین کوهها و مناطق کوهستانی قرار گرفته اند .رشته کوههای موجود در محدوده استان زنجان ،از نظر زمان پیدایش متعلق به دوران  سوم زمین شناسی بوده و فرسایش دوران چهارم سبب تغییر ناهمواریها شده است .استان زنجان منطقه ای است کوهستانی که شهر ها و روستاهای آن در دامنه ها و دشت های بین رشته کوهها قرار گرفته اند . مهمترین رشته کوههای این استان عبارتند از :

الف) رشته شمالی:

این رشته کوهها جهت شرقی – غربی دارند و کوههای مهم آن از شرق به غرب عبارتند از : کوههای طالقان ، سیالان ، الموت و مرتفعترین نقطۀ اینرشته کوهها ،تخت سلیمان به ارتفاع 4400 متر (یخچال طبیعی ) است.

ب)در جنوب غربی استان زنجان:

کوههای دمیرلی قرار دارد که از ارتفاعات مهم آن  می توان کوه جهان داغ ؛کوه رستم و کوه قیدار را که در مغرب شهر خدابنده قرار گرفته است نام برد .

ج) در ناحیۀ غرب دشت قزوین :

ارتفاعاتی به صورت چند رشته موازی به هم قرار دارند که از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده شده اند . به نام های «چرگر » و «ملا داغی » این رشته کوهها زنجان را از قزوین جدا می نماید .در میان این رشته کوهها ،سرزمین های حاصلخیز قرار گرفته اند که بعنوان مثال می توان از شرق به غرب ،مناطقی چون دره ابهر ،دشت زنجان ،ابهر ،چمن سلطانیه و خمسۀ زنجان (شامل زنجان ،طارم ،ایجرود ،ابهر و خدابنده ) را نام برد .اثر این ناهمواریها از دو لحاظ قابل ملاحظه است .الف) اثرات طبیعی شامل آب وهوا ،پوشش گیاهی ،زندگی جانوری ب) اثر اقتصادی و انسانی شامل زندگی کشاورزی ،دامپروری واجتماعی ویژگیهای کلی و عمومی زمین شناسی استان وشهرستان استان زنجان را از نظر جغرافیایی می توان به پنج منطقه تقسیم کرد که تقریباً به موازات هم وبا جهت شمال غرب – جنوب شرق توجیه شده اند .

در شمال رودخانه قزل اوزن و حوزه منجیل ،رشته کوههای تالش قرار دارد که از ارتفاع آنها از 2500تا 3000 متر از سطح دریا می رسد واغلب از سنگ های آتشفشانی – رسوبی می باشد که به طرف بخش های شرقی (حوضه منجیل ) گسترش زیاد تری نسبت به بخش های شمال غربی (شمال زنجان)دارد .جنوب شرقی گسترش داشته که تقریباً 1000 متر مرتفع تر از حوضه منجیل است و توسط دو رودخانه زنجانرود با جهت جریان رو به شمال غرب که به قزل اوزن می ریزد وابهر رود که با جهت جریان رو به جنوب شرقی که به رودخانه شور پیوسته وبه دریاچه نمک قم می ریزد زهکشی می گردد .بخش مرتفع این دشت با 1700 متر ارتفاع در ناحیه سلطانیه واقع است.

در بخش جنوبی دشت زنجان – ابهر رشته کوههای سلطانیه بطول تقریبی 160 کیلومتر و عرض 15 کیلومتر قرار دارد که در اثر عملکرد گسل های رورانده ،باعث رخنمون شدن سنگ های قدیمی (پرکامبرین – پالئوزوئیک ) شده است . بلند ترین نقطه این بخش کوه «گوی قیزای » با ارتفاع 2741متر است .این دشتها نیز مرتفع هستند و شامل تپه ها ،ارتفاعات و دشت های کوچکتر می شوند و ارتفاع متوسط آن حدود 1700 متر می باشد . گود ترین نقطۀ استان ،گیلوان واقع در درۀ قزل اوزن با ارتفاعی معادل 300 متر از سطح دریا ومرتفعترین نقطه ،قلل بلقیس با 3300 نتر از سطح دریا واقع در ارتفاعات منطقه انگوران می باشد . شهرستان ابهر نیز از نظر توپوگرافی در انتهای کوههای زنجان جنوبی قرار گرفته است و ارتفاع متوسط آن از سطح دریا حدود 1540 می باشد .این شهرستان در منطقه معتدل کوهستانی قرار گرفته است مرتفعترین نقطه شهرستان به ارتفاع 2971 متر در شمال غربی بخش صائین قلعه واقع شده است . ارتفاعات سلطانیه در حاشیه جنوبی دشت زنجان واقع بوده و ارتفاع حداکثر آن به 2700 متر می رسد .این دشت بصورت نوار باریکی از سه راه تاکستان تا نزدیک میانه ادامه دارد . شهر سلطانیه نیز از نظر توپوگرافی در ارتفاع  متوسط 1700 متر از سطح دریا وبر روی جلگه مسطح چمن سلطانیه در فاصله 7 کیلومتری شمال کوههای سلطانیه و 12 کیلومتری جنوب کوههای طارم قرار گرفته است .جهت شیب عمومی ناحیه از جنوب به شمال و از شرق به غرب است .

استان زنجان یکی از استان های با اهمیت ایران است که در ناحیه مرکزی شمال غربی ایران واقع شده و از نظر ارتباط به دليل استقرار بر محور ترانزيتى، نقطه ارتباطی مركز با غرب و شمال غربی ايران به شمار می آيد. جاذبه های جهانگردی استان زنجان درتمام قسمت های آن پراكنده شده و می توان آنها را در شمار جاذبه های طبیعی، تاریخی، اجتماعی و فرهنگی مورد بررسی قرار داد. در اين ميان شهرستان های ابهر و زنجان مشهورترین جاذبه های گردشگری این استان را در خود جای داده اند. از نظر جاذبه های گردشگری، وجود بنای عظیم و با شکوه سلطانیه كه یکی از بزرگ ترين و مشهورترين بناهای اسلامی با عمری 700 ساله که جزو آثار ثبت شده ایران بزرگ در فهرست میراث جهانی بشر در یونسکو است، این استان را در صنعت توریسم کشورحائز اهمیت بسیار کرده است.

روستای سلطانيه

سلطانيه با ارتفاعي نزديك به 2000 متر از سطح دريا تقريباًدر 36 كيلومتري شهرستان زنجان و با فاصله چهار كيلومتري از جاده قزوين زنجان در دشت سلطانيه و در كنار چمن سلطانيه واقع شده است .سلطانيه كه تا چند دهه اخير قريه كوچك و كم اعتباري به حساب مي آمد ، اكنون در حال گسترش بوده و شهرت خود را در اشتهار گنبد سلطانيه جستجو مي كند .

دشت وسيع سلطانيه كه از دامنه كوههاي شمالي منطقه آغاز و تا اولين رشته كوههاي جنوبي منطقه ادامه پيدا مي كند ، تقريباً در نقطه مركزي ، چمن سلطانيه را كه همانند تخته فرش تنيده از ابريشم است ، در آغوش كشيده است.

در دورة صفویه با آن‌که از اهمیت پیشین شهر کاسته شده‌بود، باز یکی از منزل‌گاه‌های مهم میان راه تبریز و ییلاق پادشاهان این سلسله به شمار می‌آمد. در این زمان جهانگردانی چون اولئاریوس، شاردن، تاورنیه و... از این شهر دیدن کرده و توصیفاتی از آن ارایه داده‌اند. تاورنیه در سفرنامة خود دربارة شهر چنین می‌نویسد: «سلطانیه قریه‌ای است که نیم لیو دورتر از جاده بزرگ واقع شده و نزدیک کوهی است. سابقاً مساجد قشنگ داشته و آن‌چه از آن باقی مانده دلالت بر آن‌چه خراب‌شده می‌کند، فقط مخروبة آن‌ها باقی است که به مرور ایام معدوم می‌شوند». اما مقبرة ملاحسن کاشی - یکی از آثار باقیمانده در این شهر – از ابنیة این دوره‌است که در اواخر قرن دهم ه. ق (حدود سال ۹۷۳ ه. ق) ساخته‌شده‌است. برخی صاحب مزار را از علمای حکمت الهی در زمان شاه اسماعیل صفوی می‌دانند و برخی وی را هم‌عصر سلطان محمد خدابنده دانسته‌اند که مسجد و مدرسه‌ای در شهر داشته‌است‌؛ بنا به شکل کوشکی هشت‌ضلعی است که در گذشته باغی در اطراف آن وجود داشته‌است. در اوایل سلطنت قاجار و سلطانیه از سویی بر اثر در گذشته باغی در اطراف آن وجود داشته‌است. در اوایل سلطنت قاجار، سلطانیه از سویی بر اثر جنگ‌های ایران و روس و از سویی دیگر به علت اقدامات هوس‌جویانة فتحعلی‌شاه در تخریب بناها بار دیگر دچار صدمات فراوانی شد ؛ ضمن آن‌که زلزلة شدید سال ۱۲۹۰ ه.ق موجب تخریب آثار باقیمانده گردید و بر اثر آن مسجد جامع که بر اساس روایات سیاحان پس از گنبد سلطانیه بلندترین ساختمان شهر بود به کلی ویران گشت. شهر فعلی سلطانیه که تقریباً در ۳۰ کیلومتری زنجان قرار گرفته، شهر کوچکی با چند خیابان اصلی و فرعی می‌باشد و فقر اقتصادی در سیمای شهر و بالخص بافت مسکونی آن به چشم می‌خورد. در حال حاضر شهر دارای سه مجموعه تاریخی گنبد سلطانیه و آثار ارگ قدیم، مجموعة‌چلبی‌اوغلو و مقبرة ملاحسن کاشی است که از جمله معدود امکانات جذب سرمایه برای این شهر نسبتاً فقیر به شمار می آید .

سلطانیه هم اکنون شهر یا واقع بینانه تر بگوئیم دهکده ای است که از لحاظ زندگی و مساکن موجود در آن شباهتی با شهر ندارد .

این دهکده تاریخی به لطف بنای کهن خود در جذب ایران گردان و توریستهای بین المللی که بصورت تخصصی از بنا های قدیمی بازدید میکنند موفق بوده و لی بصورت عمومی و برای طیف کلی گردشگران  فاقد جذابیت های لازم است.

از این لحاظ میتوان بر حوزه نفوذ این روستای کهن در کشورهای اروپائی و حتی امریکائی به خود بالید .

اما فقدان امکانات و تاسیسات اولیه گردشگری در این روستا و روستا های اطراف آن چشم انداز روشنی در این باب پیش روی نمیگذارد .

سلطانیه علی رغم دیرینه طولانی نتوانسته در جذب جمعیت موفق عمل کند و این امر موجب کوچ اکثر جوانان روستا شده  بطوری که در خود روستا بجز زنان و کودکان و افراد سالمند معدود جوانانی باقیمانده اند .

با توجه به قرار گیری این روستا در نزدیکی جاده اصلی قزوین زنجان ، این دو شهر و بخصوص شهر زنجان با توجه به نزدیکی بیشتر محل تامین نیاز مندی ساکنین بوده و مراجعات روزمره مردم را پذیرا هستند .

طرح بازسازی کنبد معروف سلطانیه مدت طولانی در حال انجام است ولی با توجه به محدودیتهای ابزاری و تخصصی از سرعت لازم برخوردار نیست .

امروز و برخلاف گذشته درخشان سلطانیه ، این دهکده صرف نظر از ارزش تاریخی خود برای شهر های مجاور جذابیت خاصی نداشته و مردم شهر های مجاور تمایلی به سفر و یا اسکان در آن ندارند .

اینجانب اخیرا  طی سفری که به سلطانه داشتم آنرا شهری غیر پویا دیدم و حتی می توان گفت سلطانیه کلا به تاریخ پیوسته است . 

امید است با حمایت مسئولین ضمن حفظ میراث گذشتگان آنرا بعنوان امانتی برای آیندگان پاس بداریم

با تقدیم احترام

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389ساعت 8:28  توسط رضا  | 

شهر عمودی (متراکم) و توسعه پایدار

تعريف واژه توسعه پايدار :

 ساده ترین تعریف توسعه پايداربدین قرار است : توسعه اي كه ضمن آن كه به نيازهاي كنوني جامعه بشری پاسخ داده میشود  ، توانائيهاي نسلهاي آينده را براي پاسخگويي به نيازها و خواسته هايشان به مخاطره نمي اندازد.

توسعه پايدار نگران تهي شدن كنوني كره زمين از منابع است ، ليكن تنها منابع طبيعي نيستند كه در مخاطره قرار گرفته اند، بلكه كيفيتهاي ديگر نظير كيفيت چشم اندازها، ميراث فرهنگي ، و آرامش و توانائي مناطق شهري براي زيست ايمن و سالم نيز در خطر نابودي است.

 

هدف گذاري براي توسعه پايدار، توجه يكجا به عوامل و مقوله هاي اجتماعي و اقتصادي همراه با موضوعات مرتبط با محيط زيست طبيعي گريز ناپذير است ، زيرا كه شرايط اجتماعي ناپايدار در نهايت مي تواند به شرايط ناپايدار محيط زيست منجر شود. گروهی از کارشناسان  بر اين اعتقادند كه يك شهر ناپايدار را مي توان از افت جمعيتي ، افت زيست محيطي ، ناكارآمدي نظامهاي انرژي رساني ، كاهش فرصتهاي اشتغال ، دفع و مهاجرت فعاليتهاي صنعتي و خدماتي ، و عدم تعادل تركيب اجتماعي - جمعيتي آن تشخيص داد ، فقر و اختلاف طبقاتي ، و از دست دادن فرصتها و بي احترامي و رنجش خاطر، عدم اطمينان به آينده و تنشهاي رواني ، از هم گسيختگيها و ناهنجاريهائي كه مردم يك شهر توانائي تحمل آن را دارند داراي محدوده خاصي است ، كه گذر از آنها منجر به از بين رفتن رفتارها و هنجارهاي درست و روحيه تحمل ناملايمات و بذل رحم و شفقت و هويت جمعي مي شود.انجمن بين المللي محيط زيست  تعريفي جديد از توسعه پايدار براي استفاده دولتهاي محلي فراهم آورده است . بنابراين تعريف ، توسعه پايدار خدمات زيست محيطي و اجتماعي و اقتصادي را براي همگان و بدون هرگونه تهديدي براي ماندگاري و پايداري نظامهاي طبيعي ، دست ساز، اجتماعي - شهري فراهم مي كند

در بحث پایداری هر شهر دامنه وسيعي از موضوعهاي مختلف را در برمي گيرد و اين موضوعها برحسب ضرورت در تعامل با يكديگرند. نكته مهم آن كه تعامل اين موضوعها بايكديگر از عوامل موثر در پايداري هر شهر بشمار مي آيند. تقريب براي همه اقداماتي كه بمنظور پيشبرد توسعه پايدار، طراحي و به اجرا گذارده مي شوند، عقايد مختلف و تضادهاي دروني و بروني متفاوتي پديدار مي شود . براي مثال ممكن است ممنوع كردن تردد وسائط نقليه در مركز شهر به منظور كاستن از آلودگي هوا از جنبه پايداري زيست محيطي اقدامي قابل دفاع بحساب آيد، لكن همين اقدام به سبب ضربه اي كه به كسب و كار مركز شهر وارد مي سازد، داراي آثاري منفي و مضر از ديدگاه پايداري اقتصادي است . يا آن كه ممكن است همين اقدام از ديدگاه پايداري اجتماعي نيز فاقد توجيه لازم باشد، زيرا كه عدم تردد وسائط نقليه در شب مي تواند منجر به احساس عدم امنيت افراد پياده شود. براي ارزيابي پايداري شهري ، مي بايد شهر در كليت آن و يكجا در نظر گرفته شود و همه موضوعها مورد توجه و بررسي قرار گيرند.

در یک شهر ممكن است مسولان اقدامي را در جهت توسعه پايدار بدانند، لكن شهروندان نظري جز اين داشته باشند و در واقع پذيراي نظر مسولان نباشند. اين نكته به ويژه در جو سياسي كنوني كه به اقتصاد بازار الويت مي دهد، واجد اهميت است . شهر پرتراكم درصورتي پايدار خواهد بود كه بتواند شرائط زيست سطح بالائي را براي همه شهروندانش فراهم آورد. براين اساس برنامه محيط زيست سازمان ملل متحد توسعه پايدار را با عبارت بهبود كيفيت زندگي در محدوده توانائي ظرفيت نظام اكوسيستم  تعريف كرده است . تجربه هاي اخير اميد چنداني براي پذيرش شهر پرتراكم به دست نمي دهد. بررسي انجام شده در كشور نروژ توسطیک کارشناس نشان داده است كه توسعه شهري متمركز، كه از جمله مشخصات آن ساخت مساكن كم مساحت و ايجاد محدوديت براي تردد خودروي شخصي است ، مي تواند از سوي بسياري از افراد به عنوان سياستهائي غيرقابل قبول براي محدود كردن آزادي فردي بشمار آيد. طرفداران شهر پرتراكم چنين استدلال مي كنند كه گسترش شمار خانوارهاي يكنفره تقاضاهائي را براي مساكن كوچك و پرتراكم و بادسترسي آسان به تسهيلات فراغتي و فرهنگي مركز شهر بوجود آورده است . بااين همه ، روندهاي اخير در بريتانيا حاكي از آن است كه نسبت مساكن ويلائي استفاده كننده از تسهيلات بانكي از حدود 38 درصد در سال 1992 به حدود 44 درصد در سال 1993 افزايش يافته است . درمقابل ، درهمين سالها نسبت آپارتمانهاي جديد از حدود 14 درصد استفاده كننده از تسهيلات بانكي به حدود 7 درصد کاهش یافته  است   از سوي ديگر به سبب تغيير مستمر معيارهاي زندگي و سكونت و نيز تغيير انتظارات افراد، مشكل پذيرش محلي پيچيده تر شده است . از اينرو پويائي عوامل و اثر آن برسياستهاي توسعه پايدار از جمله نكاتي است كه بايد در نظر گرفته شود.

همانطور كه توسعه براي موردي خاص جنبه اي پايدار و براي موردي ديگر واجد جنبه هائي از ناپايداري است ، همانطور هم توسعه مي تواند براي بخشي از جمعيت پايداري و براي بخش ديگري ناپايداري بارمغان آورد. براي مثال ، اثر يك مركز خريد جديد واقع در خارج از شهر مي تواند به ضرر طبقه محروم از خودروي شخصي و به نفع طبقه برخوردار و مرفه تر تمام شود، زيرا كه افت كمي و كيفي مراكز خريد محلي و عدم قابليت دسترسي آسان به فرصتهاي جديد خريد مي تواند منجر به افزايش هزينه و محدوديت حق انتخاب افراد فاقد خودروي شخصي كه عموم از طبقه كم درآمد مي باشند گردد.

انجمن دوستان زمين epkinetall برعدالت اجتماعي به عنوان يكي از چهار اصل توسعه پايدار تاكيد مي ورزندو بسياري افراد ديگر نيز از اين نظريه طرفداري مي كنند. هر چند همه محققان درباره معني و مفهوم عدالت اجتماعي نظري يكسان ندارند و بحثهاي فراواني در اين زمينه در جريان است ، لكن عموم معتقدند كه عدالت اجتماعي معطوف به سياستهاي توزيعي يا اجرائي است كه نهايت جامعه را به سمت نوعي تعادل بين طبقات برخوردار و محروم از مواهب طبيعي سوق مي دهد تاكيد برعدالت اجتماعي ، به لحاظ مشكلات مخاطره آميزي كه افزايش فاصله بين جمعيت برخوردار و غيربرخوردار از مزيتها، براي پايداري زيست محيطي بوجود مي آورد، واجد اهميت است . اكنون اين واقعيتي عريان است كه محروميت و فقر از مهمترين عوامل تخريب محيط زيست و تهي سازي منابع طبيعي اند.

پايداري يك شهر در سطوح مختلف - از محدوده يك خيابان تا پهنه يك محله و يا كل شهر - قابل بررسي است . آثار مصرف منابع و آلودگيهاي يك شهر تنها به روستاهاي اطراف آن محدود نمي شود، زيرا متابوليسم شهرها به گونه اي است كه آثار مهمي را بر محيط زيست جهاني بجاي مي گذارد از اينرو ممكن است تضادهائي بين پايداري در سطوح مختلف ، يا بين هدفهاي راهبردي و محلي وجود داشته باشد. هيچ مكاني نبايد برپايه مشخصات مطلق آن ارزيابي شود و براي مثال تنها با ضوابط سطح ملي مقايسه گردد، بلكه هر مكان بايد در متن شهر مربوطه و در ارتباط با گونه هاي زيستي آن و چگونگي دسترسيهاي جمعيت محلي به آنها مورد ارزيابي قرار گيرد. علاوه براين ، اقداماتي كه براي پايداري  محلي خاص طراحي و به اجرا گذارده مي شود، آثاري منفي در محلي ديگر بجاي مي گذارد. بنابراين ارزيابيهاي ناظر برپايداري شهري نه تنها بايد آثار اقدامات مربوط را بر پهنه شهر و بيشتر از ديدگاههاي راهبردي بسنجد، بلكه آثار ناشي از هر اقدام بايد در محدوده منطقه و در بعد جهاني نيز سنجيده شود.

شهر عمودی – شهر متراکم

اجراي مفهوم شهر پايدار و پرتراكم از طريق متراكم سازي ساختمانها از جمله مواردي است كه براي دستيابي به شهرهاي پايدار پيشنهاد شده است . در ارتباط با ارزيابي امكان دستيابي به پايداري از طريق متراكم سازي بررسي موارد زير ضروري است .

 

گوناگوني چهره هاي شهر پرتراكم :

شهر پرتراكم را مي توان به گونه هاي مختلف تعريف كرد، زيرا كه اين گونه شهرها پديده اي متجانس نيستند. برپائي يك شهر پر تراكم مي تواند از طريق افزايش تراكم ساختماني ، تغيير در فرم ساخت ، و يا از راه افزايش تراكم فعاليتها، عملي گردد. هر كدام از اين فرايندها در بر گيرنده تقدم و تاخر نامحدود در مقوله هائي مختلف است . براي مثال 1)افزايش تراكم مي تواند از طريق توسعه مجدد زمينهاي شهري موجود، توسعه جديد بر اراضي آزاد، توسعه پيوسته ، يا تجديد بنا صورت گيرد2) افزايش تراكم فعاليتها مي تواند در نتيجه افزايش شمار ساكنان يا شاغلان يا بازديدكنندگان از يك ناحيه شهري ، يا افزايش تردد وسائط نقليه در مسيرهائي خاص و يا دراثر استفاده بيشتر از موجودي اراضي و ساختمانها بوجود آيد. علاوه براين ، هر يك از گونه هاي افزايش تراكم ساختماني داراي ويژگيهاي خاص است ، به طوري كه هركدام باكاربري ، نوع طراحي ، و مقياس اجرائي رابطه اي مستقيم دارد.

افزايش تراكم از ديدگاه مقياس زماني نيز متفاوت است و مي تواند طولاني ، يكباره ، كوتاه مدت ، يا مرحله بندي شده و تدريجي باشد.

افزايش تراكم شهرها توسط هريك از اين سياستها گونه هاي متفاوتي از شهرهاي پرتراكم را به دست مي دهد. با اين همه نظريه و انديشه شهر پرتراكم را مي توان به صور مختلف عملي ساخت ، كه در اين حالت هر يك از صور آن از ديدگاه معيارهاي پايداري وضعيتي دگرگون خواهد داشت . براي مثال ، فرض غالب براين است كه تراكم فعاليتها، در قياس با افزايش تراكم توسعه شهر آثار منفي بيشتري در پي دارد، به ويژه اگر تراكم فعاليتها منجر به افزايش ترافيك غير محلي شود. در مقابل بازسازيهايي كه بمنظور آبادكردن اراضي متروك و موات انجام مي گيرد و يا عمليات عمراني كه در راستاي بهسازي و يا جايگزيني ساختمانهاي مخروبه و بي قواره بعمل مي آيد اقداماتي مثبت و پذيرفتني تلقي مي شود. درهمين حال مردم در برابر پروژه هاي خرد مقياس ، تكميلي ، و پروژه هائي كه كمتر بچشم مي آيند مقاومت منفي كمتر نشان مي دهند. بدينسان بايد به تنوع و گوناگوني شهر پرتراكم اذعان كرد.

مشخصات مناطق متراكم :

ويژگيهاي مناطقي كه در آنها فرايند افزايش تراكم انجام مي گيرد عامل ديگر اثرگذار برپايداري و افزايش تراكم است . مشخصات هر منطقه دربرگيرنده ويژگيهاي اجتماعي و زيست محيطي آن است  براي مثال ، توسعه شهري و افزايش تراكم در مناطق واجد اهميت زيست محيطي مي تواند از نظر محيط زيست ناپايدار تلقي شود. در مقابل افزايش تراكم در منطقه اي كه داراي اراضي متروك و موات زياد است مي تواند بهبود وضعيت و نيز ارتقاء سطح پايداري اجتماعي و اقتصادي آن را در پي داشته باشد.

مناطق ثروتمند شهر به سبب افت ارزش ملك و مطلوبيتهاي محلي بيشترين زيانها را از انجام اقدامات توسعه اي و افزايش تراكم متحمل مي شوند و از اينرو بيشترين مقاومت را در برابر سياستهاي افزايش تراكم از خود نشان مي دهند. برپايه نظرسنجي كه در شهر پرث استراليا انجام گرفت ثابت شد كه به تناسب نزديكي به مركز شهر، تاييد ساكنان در مورد اقدامات توسعه اي پرتراكم نيز افزايش مي يابد. هم چنين نظرسنجي نشان داد كه نظر ساكنان جوانتر درمورد اقدامات يادشده مثبت تر است . به سخن ديگر، نظرات ابراز شده در اين نظرسنجي حاكي از تنوع رفتارها در برابر افزايش تراكم شهري است . براين اساس محققان نظرسنجي بالا اعلام داشته اند كه در محدوده هاي مكاني مناسب و دربين گروههائي خاص ، انديشه توسعه مبتني بر تراكم بيشتر، مي تواند بااقبال و پذيرش مردمي مواجه شود.

حد و مرز افزايش تراكم :

همواره اين امكان وجود دارد كه گونه مشخصي از اقدامات توسعه اي يا محل اجراي آن از پايداري لازم برخوردار باشد، لكن بايد توجه كرد كه اين مقوله بدون حد و مرز نيست .  راهبردهاي توسعه پايدار در بريتانيا به برنامه ريزان شهري هشدار مي دهد كه تعيين حد و مرزي براي انجام اقدامات توسعه در مناطق ساخته شده براي پرهيز از بمخاطره انداختن مطلوبيتهاي محلي امري ضروري است ، بدينسان حدي از اقدامات توسعه اي در جهت افزايش تراكم را مي توان پايدار و تجاوز از آن حد را ناپايدار تلقي كرد. بااين حال ميتوان با اتخاذ تدابيري آستانه پذيرش عمومي يا پايداري را بمنظور جذب بيشتر اقدامات توسعه اي به سطحي بالاتر ارتقاء داد. براي مثال ممكن است افزايش تراكم واحدهاي مسكوني در منطقه اي خاص فشاري ناپذيرفتني به شبكه هاي تامين برق ، آب ، گاز يا فاضلاب منطقه وارد سازد، لكن چنانچه تكنولوژيهاي پيشرفته تر براي افزايش ظرفيت شبكه هاي ياد شده به كارگرفته شود، همواره اين امكان وجود دارد كه بتوان اجراي اقدامات توسعه اي بيشتري را پيگيري كرد. بنابراين افزايش تراكم فرايندي پوياست ، لكن شناخت درست حد و مرز و آستانه هاي آن براي پايداري شهرهاي پرتراكم بسيار مهم است .

عوامل برون زا:

عوامل برون زا نيز برپايداري شهرهاي پرتراكم تاثير مي گذارند. اثرات اين عوامل بدين سبب برون زا مي باشند كه علاوه برتراكم ، در شكل گيري دامنه وسيعي از اقدامات توسعه اي شهر نيز موثرند. براي مثال سياستگذاريها و مديريت شهري مي توانند در شكل گيري شهرهاي پرتراكم موثر واقع شوند. نظام مديريت مي تواند در حل و فصل ناسازگاريها و مغايرتهاي ذاتي اقدامات توسعه اي در جهت افزايش تراكم نقشي فعال ايفاكند، يا آن كه مقامات محلي مي توانند با ارتقاء سطح كيفيت فضاهاي عمومي و دسترسي به فضاهاي آزاد موجود، زمينه را براي پذيرش توسعه فضاهاي باز ديگر فراهم آورند. نيروها و فرايندهاي متعدد ديگري نيز وجود دارند كه مي توانند در امكانپذيري و پايداري شهرهاي پرتراكم موثر واقع شوند:

كاهش فعاليت صنايع كارخانه اي .

حومه گرائي در مقابل تمركز زادئي.

فعاليتها و مكانهاي جديد اقتصادي .

تغييرات تكنولوژيك .

روندهاي اجتماعي و شيوه هاي زندگي .

در بررسيهائي كه از پايداري يك شهر پرتراكم به عمل مي آيد، شناخت درست و ارزيابي عوامل برون زا، از اهميت بسيار برخوردار است .

تحقيقات شهر پرتراكم :

انجام تحقيقات درباره سه مقوله مختلف و مرتبط باشهرهاي پرتراكم ضروري است . اين سه عبارتند از1) نياز به آزمون ادعاي پايداري در مورد انديشه شهر پرتراكم ، 2) آزمون امكانپذيري و پذيرش اجتماعي انديشه شهر پرتراكم و 3) ايجاد ابزار لازم براي حصول اطمينان از اجراي موفق شهر پرتراكم .

 

 

آزمون ادعاي پايداري :

توجه و علاقمندي به توسعه پايدار ابعادي بسيار گسترده پيدا كرده است به طوري كه طرفداران پژوهش و تحقيق در باب آن ، طيف وسيعي از موسسات آموزشي ، دولتهاي سطوح ملي و محلي ، نهادهاي سياسي سطوح بين المللي ، سازمانهاي جهاني ، موسسات تحقيقاتي ، و جوامع محلي را در برمي گيرد.

هرچند بخش بزرگي از تحقيقاتي كه درباره توسعه پايدار انجام مي گيرد، رابطه مستقيمي با موضوع شهر پرتراكم ندارد، لكن نتايج برخي از اين تحقيقات دربرگيرنده آثاري ضمني براي انديشه شهر پرتراكم است . موضوعات مورد بررسي از طيفي بسيار گسترده برخوردارند و شامل مواردي از قبيل : پايداري در سطوح جهاني ، اكولوژي ، سبزسازي اقتصاد و فعاليتهاي تجاري ، كشاورزي و جنگلداري پايدار، جهانگردي پايدار، سبزسازي قوانين زيست محيطي ، پايداري در صنايع انرژي ، و موضوعات ناظر بر اقتصاد سياسي مي گردد. گرچه ممكن است در نگاه اول بين اين گونه تحقيقات و انديشه شهر پرتراكم رابطه نزديكي ديده و احساس نشود، لكن به سبب آثاري كه فرمهاي شهري بر موضوعات تحقيقاتي ياد شده بجاي مي گذارند و در عين حال به لحاظ كمكي كه اين تحقيقات به شفاف سازي انديشه شهر پرتراكم مي كنند، توجه به نتايج آنها واجد اهميت است .

از سوي ديگر برخي مطالعات در دست انجام درباره توسعه پايدار رابطه اي نزديكتر با مسائل شهري دارند. در اين مطالعات مسائلي از قبيل : توسعه پايدار از طريق برنامه ريزي كاربري زمين ، ساختمانهاي پايدار، انرژي و فرمهاي شهري ، حمل و نقل پايدار، پراكنش آلودگيها و فرمهاي شهري ، و البته تراكم در دستيابي به پايداري ، مطرح است . اغلب مطالعات يادشده همچنان در مرحله نظري قرار دارند و اثبات آنها نيازمند انجام مطالعات كاربردي و آزمونهاي ميداني بيشتر است ، اما اغلب مطالعات كاربردي مسائل مرتبط را به صورت تك بعدي مطرح مي كنند و تنها به يكي از ادعاهاي ناظر بر شهرهاي پرتراكم مي پردازند.

آزمون امكانپذيري شهر پرتراكم

اكنون نتايج تحقيقات بسياري كه در مورد پذيرش هدف پايداري در جوامع مختلف انجام شده ، در دسترس است . اين پژوهشها شامل بررسي درك عمومي از توسعه پايدار و ارزشهاي ناظر برآن ، ظرفيت مشاركت جوامع و مردم سالاري در ايجاد تغييرات ، پتاسيل و توان موسسات در اجراي توصيه ها براي شهر پايدار، اهميت و پايندگي تغييرات در شيوه زندگي ، و نقش آموزشهاي زيست محيطي مي گردد.

 

ايجاد ابزار مديريتي مورد نياز براي شهر پرتراكم

مسولان برنامه ريزي محلي بايد بتوانند اقدامات توسعه شهري را از ديدگاه پايداري ارزيابي كنند و در عين حال سياستهائي را كه منجر به پايدارترين فرمهاي شهري مي شود ارائه نمايند. مسولان ياد شده بايد بدانند كه كدام گونه از افزايش تراكم و شدت استفاده از زمين واجد بيشترين پايداري براي محله اي خاص است و كدام دسته از سياستها آثار منفي بر توسعه پايدار شهري دارند. علاوه براين ، آنها بايد حد و مرز اقدامات توسعه اي را بدرستي بشناسند و اين بدان معني است كه مي بايد روشي براي تعيين ظرفيت تراكم درهر محل در اختيار داشته باشند. مقايسه تطبيقي پژوهشهائي كه شهر پرتراكم را به نقد و آزمون كشانده اند مي تواند شواهد و راهنمائيهائي لازم را درباره اجراي گونه هاي موفق افزايش تراكم در شهرهاي معين و يا نقاط خاصي از شهرها ارائه كند، لكن بايد توجه كرد كه به طور معمول اين شواهد از شفافيت و صراحت لازم براي به كارگيري در همه شرائط برخوردار نيستند. بهمين سبب ارزيابي مورد به مورد هر اقدام همراه با ارزشيابي مستمر آن از جمله ابزار بسيار مهم است .

نتيجه گيري :

اين تحقیق با اين نكته آغاز شد كه گام نخست براي حل و فصل هر مشكل درك درست آن است و مشكلي را كه در اين چند صفحه به آن پرداخته ايم مشكلي بس بزرگ و مهم است .

اين مشكل را مي توان اين چنين بيان كرد: چگونه مي توان از طريق بهره گيري از انديشه شهر پرتراكم به پايداري شهري دست يافت . در اين تحقیق بحث ناظر بر مشكل پايداري شهري تا حدودي شكافته شد و نشان داده شد كه مشكل ياد شده در برگيرنده دامنه وسيعي از موضوعاتي است كه نه تنها در تعامل يكديگر و در سطوح مختلف عمل مي كنند بلكه بربخشهاي مختلف جمعيت نيز آثار متفاوتي بجاي مي گذارند: شهر پرتراكم بايد ازجنبه هاي عملي امكانپذير و از جنبه هاي نظري مفيد باشد. اين كه شهر پرتراكم چگونه مي تواند انتظارات مرتبط باپايداري را پاسخگو باشد مساله اي است بس پيچيده ، كه بخشي از پاسخ آن را بايد در رابطه بين فرم شهر و مكان افزايش تراكمها، گستره افزايش تراكمها و سياستها، مديريت و ساير زمينه هاي سياسي ، اجتماعي - اقتصادي جستجو كرد.

مطالعات و تحقيقات در زمينه شهر پرتراكم ، و حتي بيش از آن ، تحقيقات توسعه پايدار، داراي شعب و شاخه هاي بسيار زيادي مي باشند. بحث شهر پرتراكم جدا از ساير مباحث توسعه پايدار قابل دفاع نيست . بهمين سبب قراردادن اين بحث در چارچوب تحقيقاتي گسترده تر كه دامنه اي تفصيلي از موضوعات مرتبط را دربردارد واجد اهميت است . براي مثال براي پاسخ به اين سوال كه آيا شهر پرتراكم مي تواند راه حلي قابل توجه و عملي براي دستيابي به پايداري تلقي شود، بايد با گزينه هاي ديگر مقايسه شود، زيرا ممكن است گزينه هاي ديگر موثر باشند. ترديدي نيست كه آموزش و بحث و گفت و شنود در اين زمينه محور اصلي بدست آوردن درك بهتر از اين مقولات است . درعين حال بايد پذيرفت كه ايجاد آينده اي پايدارتر براي كره زمين در گرو همكاري و همياري جهاني است .

به امید توسعه یافتگی  و پایداری بیش از پیش کشور عزیزمان ایران .

با تقدیم احترام

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389ساعت 8:25  توسط رضا  | 

مطالب قدیمی‌تر